او تاجیکه یکی✌️چشمان سیووو🤫

او تاجیکه یکی✌️چشمان سیووو🤫
که می میرم منم سیت🤷
بابا یک دمی بیووو👀
آیی خودمو دلم خانه ام همش شد
فراموش🫦
این قصه ای دله مکن تو خاموش💔🚶
دیدگاه ها (۰)

عه عه روم سفید🚶

سلام ارباب رییس خان نمیدونم چی چی😒جواب سلام برده واجبه یا نه...

اگر چیزمیز دیگری مانده یا هست🐣بگید تا برم زرتی یاد بگیرم بیا...

البته انیمه ویندوز🚶و مای بی‌بی🤭

قصه ی ناتمام...بابام یه شب خوابید و دیگه بیدار نشدحسرت یه بغ...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

عاشقانه های شبنم حرم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط