رمان بلک بینک و بی تی اس پارت ۴🤍

رمان بلک بینک و بی تی اس پارت ۴🤍
.
همه ساکت می‌شن و نگاه‌هاشون به هم گره می‌خوره… جو استودیو الان از حد زیادی متشنجه!] .. .

[مکان: گوشه‌ی دنج استودیو - زمان استراحتِ کوتاه]

(همه مشغول آب خوردن و صحبت با هم هستن. جیسو کمی از بقیه فاصله گرفته و نشسته روی زمین، داره به جزئیات آهنگ توی دفترچه‌اش نگاه می‌کنه. تهیونگ آروم میاد و کنارش می‌شینه.)

تهیونگ: (با صدای آروم و بم) می‌دونی، خیلیا فکر می‌کنن موسیقی فقط همون چیزیه که شنیده می‌شه… ولی چیزی که الان توی اون دفترچه می‌نویسی، احتمالاً مهم‌تر از رقصیدنه، نه؟ 🧐🎼

جیسو: (یه کم غافلگیر می‌شه، ولی سعی می‌کنه آرامشش رو حفظ کنه) تعجب کردم که وقت کردی به دفترچه من نگاه کنی. فکر می‌کردم سرت خیلی شلوغ‌تر از این حرف‌هاست. 🤨✨

تهیونگ: (لبخند می‌زنه و به روبرو خیره می‌شه) وقتی آدم دنبال یه چیزیه که “واقعی” باشه، همیشه وقت پیدا می‌کنه. تو دنبالِ چی هستی جیسو؟ می‌خوای با این پروژه چی رو به دنیا ثابت کنی؟ 😏

جیسو: (نگاهش رو از دفترچه می‌گیره و مستقیم به چشم‌های تهیونگ نگاه می‌کنه. برای اولین بار، اون حالتِ گارد گرفتن رو نداره) ثابت کردن؟ شاید هیچی. من فقط می‌خوام وقتی آهنگ پخش می‌شه، مردم بتونن اون چیزی رو حس کنن که ما موقع ساختنش حس کردیم. هنر که فقط نمایش نیست، تهیونگ. تو خودت بهتر می‌دونی… 🎤🖤

تهیونگ: (کمی جلوتر میاد، صداش حالا خیلی آروم‌تر شده) موافقم. خیلی‌ها اینجا فقط می‌خوان برنده باشن… ولی فکر کنم تو جزو اون آدم‌هایی هستی که دنبالِ روحِ ماجرا می‌گردن. این خیلی… متفاوته. 😌✨

جیسو: (خجالت می‌کشه و نگاهش رو می‌دزده، دستش رو می‌کنه لای موهاش) خب، شاید این‌قدرها هم که فکر می‌کنی پیچیده نباشم. فقط… نمی‌خوام معمولی باشم. همین. 😳😊

تهیونگ: (با یه خنده کوتاه) معمولی؟ تو؟ نه، اصلاً. کسی که این‌قدر با دقت به نت‌ها نگاه می‌کنه، هیچ‌وقت معمولی نمی‌شه. 😏

(در همین لحظه، لیسا با خنده از دور داد می‌زنه)

لیسا: جیسو اونی! بیا دیگه، می‌خوایم دورِ دوم تمرین رو شروع کنیم! جونگ‌کوک داره ادایِ رقصِ من رو در میاره! 😤😂

جیسو: (با یه لبخند به تهیونگ) ببخشید، صدام می‌کنن. فکر کنم رقابتِ “غیرمعمولی‌ها” دوباره شروع شد! 😎

تهیونگ: (بلند می‌شه و دستش رو به نشونه خداحافظی تکون می‌ده) برو… ولی یادداشت‌هات رو ناتمام نذار. من بعداً می‌خوام بخونمشون باشه ... .
.
برای پارت بعد لایک کن بانووو😍❤️
دیدگاه ها (۱)

🙂☄️

رمان بلک بینک و بی تی ای پارت ۳🤍.ناگهان لیسا متوجه می‌شه که ...

وقتی حسودیشون میشه..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط