«او شوالیه‌ای بود که زره‌اش از سکوت ساخته شده بود و تنها

«او شوالیه‌ای بود که زره‌اش از سکوت ساخته شده بود و تنها مقصدش، رسیدن به تکه‌ای از آسمان بود که در قالب یک گل آبی بر زمین نشسته بود. شوالیه فهمید که برای محافظت از زیبایی، نباید شمشیر کشید؛ گاهی تنها راهِ ستایش، در برابرِ شکوهِ یک گل، زانو زدن و در سکوت، با او هم‌نفس شدن است.»
دیدگاه ها (۰)

«او فرشته‌ای بود با بال‌هایی از جنسِ خاکستر ودرد؛ که در میان...

در دلِ ماندگاریِ ابدیِ شب، در میانه‌ی تکرارِ بی‌انتهایِ ستار...

آن‌گاه که لشکریانِ سایه با چکمه‌های سنگینِ خویش بر سینه زمین...

واقعیت های دروغین پارت ۵ املیا از تالار بیرون آمد و قدم‌هایش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط