خابببب بریم پارت یک
خابببب بریم پارت یک
اول شرایط
30تا لایک و 10تا کامنت و 3تا بازنشر
«ارامش»
پارت:«1»
داستان: یک مکالمه غیر منتظره
/فرانسه/
کیم. سلام پسرم
ته. سلام پدر
کیم. کی میای کره؟
ته. فردا شب
/در با شتاب باز میشود/
یونگی. تهیونگ زود باش دیگه مردد
ته. مگه کوری؟؟؟ نمیبینی دارم با پدرم حرف میزنم؟
یونگی. ببخشید، من میرم تو پارکینگ تو هم زود بیا
ته. برو
/برگشت به مکالمه/
کیم. مواظبه رفتارت باش
ته. برای چی پدر
کیم. هوسان هم اونجاست
ته. باشه، ولی انتظار نداشته باش باهاش مهربون باشم
کیم. کیم تهیونگ، دوباره میگم که مواظب رفتارت باشی
ته. منم میگم قرار نیست باهاش مهربون رفتار کنم، الانم کار دارم بای
کیم. بای
/پایان مکالمه، ماشین/
یونگی. پدرت بود؟؟؟
ته. اره
یونگی. چی میگفت
ته. انتظار داشت که با هوسان مهربون باشم
یونگی. عاااا، این شاید فقط نظر من باشه اما خب 6سال از اون اتفاق گذشته نمیخوای فراموش کنی؟
ته. یه بچه دو ساله مرد، دختر من مرد
یونگی. ولی دلیل نمیشه که باهاش بد باشی
ته. دلیل نمیشه باهاش خوب باشم
یونگی. باشه، بحث کردن با تو به جایی نمیرسه
/شب پرواز/
یونگی، تهیونگ و لیسا تو فرودگاه منتظر هواپیما بودند
/کره، بعد پرواز تو فرودگاه بین المللی سئول/
خانواده های کیم و مین برای پیشواز فرزندان خود به فرودگاه میروند و بعد از پیشواز گرم به خانه کیم ها میروند
/خانه پارک ها/
جیمین. اخه پدر لطفا ما هم بیاییم
رزی. لطفا
پارک. میخوای جونکوک رو چیکار کنی؟!؟؟ اون پسر رو تنها تو خونه بزاریم بریم
جیمین. اونم ببریم
رزی. چرا نمیتونیم ببریمش؟؟
پارک. برید اماده شید
رزی. مرسییی
جیمین. خیلی ممنون پدر
جونکوک. خیلی ممنون اما من برمیگرم خونه(منظورش از خونه یه خونه ای هست که بابای جیمین به نامش زده برای خودش، تو یه جای با کلاس، در ضمن باید بگم که حامی مالی جونکوک پدر جیمینه و اون هنوز سر پرستیش دست پرورشگاه هست)
پارک. پسرم اصلا مشکلی نیست که تو باهامون بیای به اون مهمونی اما یادت باشه تو و جیمین و رزی امگایید و اسیب پذیر و بخاطر همین نگرانم
جیمین. پدر اصلا نگران نباشید
/پایان پارت یک/
خابببب من میرم فردا اگه شرایط برسه پارت بعد رو اپ میکنم
اول شرایط
30تا لایک و 10تا کامنت و 3تا بازنشر
«ارامش»
پارت:«1»
داستان: یک مکالمه غیر منتظره
/فرانسه/
کیم. سلام پسرم
ته. سلام پدر
کیم. کی میای کره؟
ته. فردا شب
/در با شتاب باز میشود/
یونگی. تهیونگ زود باش دیگه مردد
ته. مگه کوری؟؟؟ نمیبینی دارم با پدرم حرف میزنم؟
یونگی. ببخشید، من میرم تو پارکینگ تو هم زود بیا
ته. برو
/برگشت به مکالمه/
کیم. مواظبه رفتارت باش
ته. برای چی پدر
کیم. هوسان هم اونجاست
ته. باشه، ولی انتظار نداشته باش باهاش مهربون باشم
کیم. کیم تهیونگ، دوباره میگم که مواظب رفتارت باشی
ته. منم میگم قرار نیست باهاش مهربون رفتار کنم، الانم کار دارم بای
کیم. بای
/پایان مکالمه، ماشین/
یونگی. پدرت بود؟؟؟
ته. اره
یونگی. چی میگفت
ته. انتظار داشت که با هوسان مهربون باشم
یونگی. عاااا، این شاید فقط نظر من باشه اما خب 6سال از اون اتفاق گذشته نمیخوای فراموش کنی؟
ته. یه بچه دو ساله مرد، دختر من مرد
یونگی. ولی دلیل نمیشه که باهاش بد باشی
ته. دلیل نمیشه باهاش خوب باشم
یونگی. باشه، بحث کردن با تو به جایی نمیرسه
/شب پرواز/
یونگی، تهیونگ و لیسا تو فرودگاه منتظر هواپیما بودند
/کره، بعد پرواز تو فرودگاه بین المللی سئول/
خانواده های کیم و مین برای پیشواز فرزندان خود به فرودگاه میروند و بعد از پیشواز گرم به خانه کیم ها میروند
/خانه پارک ها/
جیمین. اخه پدر لطفا ما هم بیاییم
رزی. لطفا
پارک. میخوای جونکوک رو چیکار کنی؟!؟؟ اون پسر رو تنها تو خونه بزاریم بریم
جیمین. اونم ببریم
رزی. چرا نمیتونیم ببریمش؟؟
پارک. برید اماده شید
رزی. مرسییی
جیمین. خیلی ممنون پدر
جونکوک. خیلی ممنون اما من برمیگرم خونه(منظورش از خونه یه خونه ای هست که بابای جیمین به نامش زده برای خودش، تو یه جای با کلاس، در ضمن باید بگم که حامی مالی جونکوک پدر جیمینه و اون هنوز سر پرستیش دست پرورشگاه هست)
پارک. پسرم اصلا مشکلی نیست که تو باهامون بیای به اون مهمونی اما یادت باشه تو و جیمین و رزی امگایید و اسیب پذیر و بخاطر همین نگرانم
جیمین. پدر اصلا نگران نباشید
/پایان پارت یک/
خابببب من میرم فردا اگه شرایط برسه پارت بعد رو اپ میکنم
- ۱۶۹
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط