🖤 پارت هجدهم | دشمن واقعی

🖤 پارت هجدهم | دشمن واقعی

جونگکوک چند ثانیه حرفی نزد.

— داری میگی... پدر من با دنیل همکاری می‌کرده؟

مادرش آرام سر تکان داد.

— آره.

جونگکوک خندید، اما خنده‌اش پر از خشم بود.

— پس چرا تمام این سال‌ها فکر می‌کردم دنیل دشمنه؟

— چون پدرت می‌خواست همینو باور کنی.

لانا جلو رفت.

— چرا؟

مادر جونگکوک به او نگاه کرد.

— چون دنیل فقط یک مهره بود.

سکوت.

— مهره‌ی چه کسی؟

زن جواب داد:

— پدر تو.

لانا خشکش زد.

— پدر من؟!

— پدر تو و پدر جونگکوک سال‌هاست با هم یک معامله دارن.

جونگکوک با عصبانیت گفت:

— چه معامله‌ای؟

مادرش آهی کشید.

— ازدواج شما.

لانا با ناباوری گفت:

— یعنی همه‌چیز از اول برنامه‌ریزی شده بود؟

— بله.

جونگکوک مشت‌هایش را گره کرد.

— چرا ما؟

مادرش جواب نداد.

فقط به خواهر لانا نگاه کرد.

خواهر لانا آرام گفت:

— چون ماجرای پنج سال پیش فقط درباره‌ی من نبود.

لانا برگشت سمتش.

— پس درباره‌ی چی بود؟

خواهرش با تردید گفت:

— درباره‌ی چیزی که پدرتون از هر دو خانواده پنهان کرده.

ناگهان صدای موتور چند ماشین از دور شنیده شد.

تهیونگ به سمت جاده نگاه کرد.

— رئیس... چند ماشین دارن میان.

مادر جونگکوک رنگش پرید.

— دیر شده.

جونگکوک اسلحه‌اش رو برداشت.

— کیا هستن؟

زن با صدای لرزان گفت:

— افراد پدرت.

لانا به جونگکوک نگاه کرد.

— الان چی کار کنیم؟

جونگکوک دست لانا رو گرفت.

— این بار هرچی شد، ازم جدا نشو.

لانا سرش رو تکون داد.

اما قبل از اینکه حرکت کنند، گوشی جونگکوک زنگ خورد.

شماره‌ی پدرش بود.

جونگکوک جواب داد.

صدای مردی از آن طرف خط آمد:

— پسرم... وقتشه برگردی خونه.

جونگکوک سرد گفت:

— من دیگه پسرت نیستم.

صدای پدرش خندید.

— مطمئنی؟

بعد جمله‌ای گفت که همه را شوکه کرد:

— چون اگه برنگردی...

مکث کوتاهی کرد.

— لانا رو می‌کشم.

تماس قطع شد.

لانا به جونگکوک نگاه کرد.

— جونگکوک...

جونگکوک گوشی رو پایین آورد.

چشم‌هایش پر از خشم بود.

— هیچ‌کس بهت دست نمی‌زنه.

اما صدای ماشین‌ها هر لحظه نزدیک‌تر می‌شد.

جنگ واقعی تازه شروع شده بود.

ادامه دارد... 🖤🥀
دیدگاه ها (۰)

🖤 پارت نوزدهم | گروگانصدای ماشین‌ها نزدیک‌تر می‌شد.جونگکوک د...

🖤 پارت بیستم | پروندهلانا با ترس گفت:— پرونده‌ی من یعنی چی؟د...

🖤 پارت هفدهم | محاصرهچراغ‌ها خاموش شدند.صدای قفل شدن درها تو...

🖤 پارت شانزدهم | صدای مادرجونگکوک هنوز به صفحه‌ی خاموش گوشی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط