𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧
𝐏𝐚𝐫𝐭:7
به ساعت نگاه کردم ، ساعت 10 صبح رو نشون میداد درست به موقع رسیدم.
به سمت لابی شرکت رفتم و با راهنمایی یکی از پرسنل به سمت آسانسور رفتم و دکمه ی طبقه ی آخر یعنی جایی که اتاق جئون قرار داشت زدم. و منتظر موندم..
وقتی آسانسور ایستاد متوجه شدم که به مقصد رسیدم ، در آسانسور باز شد و با یه فضای خیلی خالی از جمعیت مواجه شدم. اولش تعجب کردم یعنی چی که کسی تو این طبقه نیست؟
اسکلم کرده ؟ یعنی نیست؟
از آسانسور خارج شدم و به سمت به در شیشه ای رفتم و به داخل هولش دادم . با یه فضای با تم خاکستری و مشکی مواجه شدم، سرامیک های روی زمین هم مشکی بودن با رگه هایی از طلا. به سمت منشی نشسته پشت میز قدم برداشتم.
منشی: سلام خوش اومدین ، چجوری میتونم کمکتون کنم؟
+:سلام ممنونم ، راستش قرار ملاقات با آقای جئون داشتم.
منشی :باید هماهنگ کنم فامیلی شریفتون؟
+:کیم ا.ت هستم .
منشی: لطفا چند دقیقه منتظر باشید تا هماهنگ کنم، بفرمایید بنشینید .
و به مبل های چِستر مشکی رنگ که خیلی با نظم گوشه ی اتاقک قرار داشتن اشاره کرد.
بعد از مدتی با لحنی خیلی محترم و مهربان لب زد:
منشی:میتونید تشریف ببرید داخل، میخواید راهنماییتون کنم؟
+:نه ممنونم
منشی : خواهش میکنم
و بعد به سمت اتاق مورد نظر راهی شدم.
با چند تقه به در و بعد با صادر شدن اجازه وارد شدم.
فضای واقعا برازنده ای برای یه جئون بود. همانطور که انتظار می‌رفت.
با صدایی رسا لب زدم:
+:سلام
_:سلام،به موقع اومدی
و بعد به مبل نزدیک میزش اشاره کرد:
_:بفرما بشین
+:خیلی ممنون
_:چیزی میل دارید؟
+:نه متشکرم،اگه امکانش هست بریم زودتر سراغ دلیل اصلی ای که من اینجام.
با یه نیشخند از پشت میز اومد و روبه روی من روی صندلی نشست:
_:البته
و بعد از داخل یه پوشه ی سبز رنگ یه دسته برگه درآورد و با یه خودکار به سمتم گرفت:
_:اینا همون چیز هایی هست که بخاطرشون اینجایی .
بخون و بعد امضا کن.
برگه هارو از روی میز برداشتم و هر بند رو می‌خوندم.
به بند یکی به آخر که رسیدم بهش خیره شدم و گفتم:
_:بعد از ازدواج میتونی با هرکسی که خواستی بخوابی یا رابطه داشته باشی ؟
با یه نیشخند بهم زل زد و با صدای بم لب زد:
_:مشکلیه؟ نکنه بهت برمیخوره؟
+:بهم بر نمیخوره چون بهت علاقه ای ندارم ، ولی اگه این خبر پخش بشه که با یه هرزه به من خیانت کردی می‌دونی چه مشکلی برای شرکت پیش میاد؟ سهام خیلی بد ریزش می‌کنه و ورشکست میشیم.
_:من هواسم به همه چیز هست
+:خیلی خب.
با خواندن بند آخر چشمام چهارتا شد.
+:این دیگه چیه؟
_:چی؟
_:اینجا گفته که اگه من زیر قرار داد بزنم و یا با فرد دیگه ای وارد رابطه بشم اموالم مُصادره میشه؟
این دیگه چه کوفتیه؟
_:چیه نکنه انتظار داری که با یکی که معلوم نیست از کجا اومده بزارم وارد رابطه بشی و شرکت رو از چنگم دربیاری دختر خوب؟
+:من اگه میخواستم شرکت رو از چنگت دربیارم که الان یه بچه تو بغلم بود و جای پاک محکم بود و با روش های خودم از چنگت درآورده بودم پسر خوب . من هیچ علاقه ای به این شرکت و سهام ها ندارم همش مال خودت.من یه زندگی راحت و بدون دردسر می‌خوام ، واسه همین اینجام. بعد مگه قرار نیست وقتی ازدواج کردیم و کارها درست شد هرکس بره سراغ زندگی خودش؟
_:تا وقتی که اوضاع خوب نشه و ما مالک اصلی شرکت نشیم زن و شوهر هم هستیم.
+: اون وقت اومدیم و پدر هامون تا صد سال دیگه نمردن، اون وقت باید چیکار کنیم؟
_: تا صد سال دیگه همین آش و همین کاسه ست.
+:اون وقت من از کجا بفهمم که بعدا زیر این قضیه نمیزنی ؟
_:بهت اطمینان میدم که نمی‌زنم زیرش چون زندگیه خودم هم زیر ساتور اوناست.
دستم رو به سمت خودکار بردم و درش رو بازش کردم میخواستم امضا کنم که یه چیزی یادم اومد.
+:میتونیم یه بند دیگه بهش اضافه کنیم؟
_:بستگی داره اون بند چی باشه؟!
+:باید قول بدی که تو این مدت که این قرار بینمون هست هیچ وقت بهم دست نمیزنی و باهم رابطه ی ج##نسی نداریم.
با نیشخند به سمتم برگشت و گفت:
_:اون وقت اگه وارث خواستن چیکار کنیم؟
+:از یتیم خونه میاریم، چه می‌دونم ولی من نمیزارم بهم دست بزنی.
_: چرا اون وقت؟
+:چون اولین هامو گذاشتم برای کسی که دوسش دارم.
با یه پوزخند بهم خیره شد و دوباره به صندلی تکیه داد.
_:خیلی خب اضافه کن این بند رو ... حالا کی خواست با تو باشه.
+: اینش به تو مربوط نیست.
بعد از امضا زدن اون هم زیرش رو امضا زدن ،بلند شدم و به خونه برگشتم.
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:6خانم جئون:خب پس ، هرچی زودتر برای مراسم اقدام کن...

توجه توجه ‼️سلام من پارت جدید رو داخل کامنت پارت 4 گذاشتم او...

⭕️ولی این پلاکارد تو یه لول دیگه بود🔥🔰این اوراقچی مرتیکه میگ...

Otagh baghli Part 31میخواستم هر چه سریع تر ازش انتقام بگیرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط