قسمت شکسته مرا مرمت کردی...

شهر غارت زده بودم آمدی دروازه هارو بستی
منه ویران شده را آرام گفتی که کنارم هستی

تو همان غنیمت جنگ خودم با خودمی
شادی رهایی از هجوم تنها شدنی

تو مرا به جشن عاشقان دعوت کردی
قسمت شکسته ی مرا مرمت کردی

تو شدی هزار و یک شب عاشقی در یک شب
باورم نمیشود با منه بی نوا تو خلوت کردی
دیدگاه ها (۰)

تصور کن...سیاوش قمیشی

ولنتاین در ایران باستان

من و تو دو تا پرنده...

تو همون ستاره بودی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط