سناریو از ایران و اسرائیل و آمریکا

🇮🇱 : حواست هست من تاپم ؟
🇮🇷 : منم همونی ام که تاپ جماعت رو باتم خودم میکنم !
🇮🇱 : ا..اما من..اما من نمی‌خواستم عصبانیت کنم!
🇮🇷 : دهنتو ببند و بتمرگ رو تخت تا وقتی برسم خونه!
🇮🇱 : و..ولی
🇮🇷 : گفتم بتمرگ رو اون تخت لعنتیت و صدات در نیاد
ایران با عصبانیت گوشی رو قطع کرد و با مشت محکمی گوشی و دستشو به فرمون کوبوند، صورت همیشه رنگ پریده‌ش حالا از شدت خشم مثل سرخی داخل آتیش قرمز شده بود و می‌سوخت
اسرائیل با بغض گوشه اتاق نشست و زانو هاش رو بغل گرفت.. یعنی قرار بود چه بلایی سرش بیاد؟ همون لحظه تلفن همراهش که قاب گوشیش هدیه ای از دوست صمیمیش بود به صدا در اومد... نگاهی به شماره کسی که زنگ زده بود انداخت.. آمریکا بود!
🇮🇱 : ا..الو؟
🇺🇸 : چی شده؟ شنیدم دوباره بحثتون شده! کجایی الان؟؟؟
🇮🇱 : خونه..گفت منتظر بمونم تا بیاد..حالا چیکار کنم؟؟ا..اگه بدتر از دفعه قبل باشه چی؟؟
🇺🇸 : باشه باشه حالا آروم باش گریه نکن..الان بغل روسیه نشستم باهاش صحبت میکنم که به ایران زنگ بزنه شاید تونست کاری کنه
🇮🇱 :م..مراقب باش بدتر عصبی نشه! خودتون میشناسیدش..
🇺🇸 : باشه باشه..من باید برم بهت زنگ میزنم
تماس تلفنیشون قطع شد..همون لحظه ای که روسیه قصد داشت به ایران زنگ بزنه اسرائیل صدای چرخش کلید داخل قفل در رو شنید و از ترس رنگش پرید، صدای کشیده شدن کفش های چرمی ایران روی سرامیک های سرد خونه تداعی کننده ناقوس مرگ بود
با باز شدن در چشم های لرزونش رو بالا آورد
🇮🇱 : چ..چقدر زود اومدی
ایران نیشخندی زد و تلفنش که هنوز داشت زنگ می‌خورد و روسیه پشت سر هم داشت میس کال مینداخت رو محکم به دیوار کوبوند و جلو رفت و یقه اسرائیل رو گرفت
🇮🇷 : حالا واسه من دم در میاری آره؟ بلایی سرت میارم که تا یک هفته نتونی حتی زبون باز کنی
🇮🇱 : م..من
🇮🇷 : فقط خفه شو و دهنتو ببند! نشونت میدم
اسرائیل رو محکم روی تخت چوبی اتاق انداخت و با پوزخند سرد و بی رحمانه ای کمربند چرم براقش رو باز کرد و گوشه اتاق انداخت و به سمت اسرائیل رفت
اسرائیل با برق ترس و وحشت توی چشماش به موشک ایران و کلاهک بزرگش نگاه کرد
🇮🇱 : ا..ا..اما این...این خیلی غیر انسانی و بزرگه...م..من
🇮🇷 : بلایی به سرت میارم که بفهمی جزای یه توله ی نافرمان که برای من دم در میاره چیه!
#آنجل #سمی_بشیم #شیپ #ایران #اسرائیل #آمریکا #سناریو #رمان #جنگ #کتاب #سم #ترند #اکسپلور #تیک_تاک #عاشقانه #طراحی #art #آرت
دیدگاه ها (۳)

متاسفانه وقتی بفهمی خواهرت داره شبیه خودت میشه...

زیدن و وایولت اگه فیلم بودن جناح چهارم دسته چهارم

نام: قرارداد نفرتPart:⁵³چند ساعت بعد...بالاخره همه به هتل رس...

life like hellp:8و دور اتاق چرخوند رفتیم رو بعد از چنتا ازما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط