با هربار خیرهات شدن

— با هربار خیره‌ات شدن ،
رویِ تک‌تک صفحاتِ سیاهِ مردمک‌هایت ،
شعرِ مهرآمیز نگاهم را می‌نویسم ،
نه یک‌بار !
بر سطر به سطرِ خطوطِ عنبیه‌ات ،
با خطِ زیبایِ عشق ،
بار‌ها حک می‌کنم :
دوستت دارم محبوبِ ماه‌پَروَرده‌ی من .
تو فقط بگذار چشمانت ،
دیوانِ غزل‌های عاشقانه‌ی
شاعرِ دیدگان من باشند .‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌
‌‌‌










































































_کافه تهکوک #TK































































































the memories of with you
دیدگاه ها (۰)

کوک : پس بزار این برف،برفِ یکی شدنمون باشه! _دزیره تهکوک _کا...

این یه داستان عاشقانه نیست..._کافه تهکوک #TK the memories of...

ته : دیگه بویِ نعنا نمیدی،نعناع! _اسلحه دیالوگِ موردعلاقتو ک...

تو که نمیخوای ناپلئونت زیر بارون چشمات خیس بشه؟.._کافه تهکوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط