Crown~

Crown~

P30

جونز: خب خانم میلان امروز برنامه خاصی ندارید ولی باید با من بیاید تا اتاق و طبقات شرکت رو بهتون نشون بدم و با یسری افراد آشناتون کنم
دیار:حتما، الان میریم؟
جونز:اگر کاری ندارید میتونیم الان بریم
دیار:ندارم پس بریم
.........

دیار و جونز توی اسانسور،بوی عطر نسبتا تلخ و چوبی جونز که با بوی عطر دیار ترکیب شده بود، صدای ملایم اهنگ پس زمینه اسانسور و انتظار
انتظار دیار و جونز برای رسیدن به طبقه اول
انتظار دیار برای بازی کردن با تمام کسایی که باهاش بازی کردن
انتظار برای نابودی همه ادمایی که زندکیش رو جهنم کرده بودن
انتظار برا *انتقام*
.........
صدای زنگ باز شدن در اومد و دیار متوجه شد به طبقه اول رسیدن
شرکت نسبتا ساکت بود و سر و صدای کمی هم که میومد از سمت کافه تریا بود و دلیلش هم وقت استراحت و ناهار کارمند ها بود

جونز:گرسنه که نیستید؟
دیار:راستش یکم گرسنمه
جونز:پس بیاین بریم کافه تریا، منم ناهار نخوردم
دیار:حتما

دیار میدونست موقعیت خوبی گیرش اومده و میتونه با جونز صمیمی بشه،
برای یک ضربه دقیق تر و شدید تر
دیدگاه ها (۰)

Crown~P29دیار خیلی وقت بود که به زیردست های ادمای پستی مثل ه...

Crown~P28دیار همه چی رو مو به مو میدونست و نیاز به خوندن هیچ...

Crown~P23امروز روز استارت خوردن نقشه بودبا کمک دِمی و بعضی ا...

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟚𝐏𝐚𝐫𝐭:۴به سرعت دستای بی جونشو روی چرخ های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط