دل در حرمش دارد عجب حال غریبی

دل در حرمش دارد عجب حال غریبی
برده است ز دل خال لبش هر چه شکیبی
نوشی چو ز لعل لب او قطره‌ای از عشق
یابی به دل عاشق خود حال عجیبی
دیدگاه ها (۰)

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

ای نفـس هایت همه دنیای مـن        درتپش های دلـت نجـوای مـن ...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

مناجات ناشنوایان

the end-part 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط