boy in love
ܝ݆ߺܢܚܝ ܫߊܢܚ݅ܦ
#boy in love
#ᴘᴀʀᴛ:𝟸
وقتی بهوش اومدم
دیدم تو یه اتاق خیلی خیلی تاریکم که بیشتر شبیه زیر زمین بود
که در باز
شد
گفتم: « چ..چی ...تو»
گفت: «تو چیه من جئون سوهو م »
گفتم: «چیکارم داری ولم کن برم »
پوزخند زد و گفت:
«بری؟... کجا؟ هنوز که کاری نکردم باهات لی انیا»
از ترس بخودم لرزیدم ولی بروم نیوردم
گفتم:
« چیکارم داری معذرت میخوام بخاطر امروز»
اومد نزدیکم و چونمو گرفت
«دختر خوشگلی هستی ولی حیف که قرار همه جات زخمی شه »
رفت سمت کمد بزرگی وقتی بازش کرد چشمام از حدقه زد بیرون
چی اینهمه وسایل شکنجه
شلاق نازکی رو برداشت و گفت:
«چون خلافت کم بوده برات کافیه همین »
شلاق رو محکم
کوبید به بدنم
وگفت:
۳۰۰ تا میزنم اگه یکش رو نشماری از دوباره
محکم میزد
انقدر که دیگه از حال رفتم
وقتی بهوش آمدم
دکتر ها کنارم بودن
.........
شرط
¹⁵لایک
¹⁵ کامنت
⁵بازنشر
#boy in love
#ᴘᴀʀᴛ:𝟸
وقتی بهوش اومدم
دیدم تو یه اتاق خیلی خیلی تاریکم که بیشتر شبیه زیر زمین بود
که در باز
شد
گفتم: « چ..چی ...تو»
گفت: «تو چیه من جئون سوهو م »
گفتم: «چیکارم داری ولم کن برم »
پوزخند زد و گفت:
«بری؟... کجا؟ هنوز که کاری نکردم باهات لی انیا»
از ترس بخودم لرزیدم ولی بروم نیوردم
گفتم:
« چیکارم داری معذرت میخوام بخاطر امروز»
اومد نزدیکم و چونمو گرفت
«دختر خوشگلی هستی ولی حیف که قرار همه جات زخمی شه »
رفت سمت کمد بزرگی وقتی بازش کرد چشمام از حدقه زد بیرون
چی اینهمه وسایل شکنجه
شلاق نازکی رو برداشت و گفت:
«چون خلافت کم بوده برات کافیه همین »
شلاق رو محکم
کوبید به بدنم
وگفت:
۳۰۰ تا میزنم اگه یکش رو نشماری از دوباره
محکم میزد
انقدر که دیگه از حال رفتم
وقتی بهوش آمدم
دکتر ها کنارم بودن
.........
شرط
¹⁵لایک
¹⁵ کامنت
⁵بازنشر
- ۹۰۱
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط