عشقممنوعهمن
#عشق_ممنوعه_من
تهیونگ با اخم زیادی سرش توی برگه های شرکتش بود
دستاشو لابه لای موهاش برد یکمی به مغزش استراحت داد
- فاک، اینا اینقدر سخت نبودن که
یهو کوک با کلی ذوق میاد سمت تهیونگ
+ میگم ته ته جونم ( کیوت )
تهیونگ تا کلمه ته ته رو میشنوه موهای کوک رو میگیره و میکشه
- هرزه اینقدر بهم نگو ته ته
و بعد ول میکنه
کوک بغض بدی به گلوش چنگ زد و توی چشماش اشک حلقه شد
از اونجا رفت ، حتما تهیونگ خیلی بد زد توی ذوقش
از اتاق کارش بیرون اومد و به اتاق کوک رفت
در رو باز کرد و از پشت کوک رو بغل کرد
- ببین وروجک کوچولو میدونی که از اون کلمه بدم میاد ، چرا همیشه اینجوری صدام میکنی؟ منم کنترلم رو از دستم میدم دیگه
+ چون دوست دارم اذیتت کنم ( بغض و کیوت )
- چرا؟( خندید )
کوک ساکت شد و با دستش محکم تهیونگ رو هول داد
+ پاشو دیگه ، برو اونور از کنارم
- تا وقتی نگی چیکار داشتی ولت نمیکنم
+ بگم قبول میکنی؟
- باید بدونم چیه خب
+ میگم امشب که میخوای مهمونی بگیری میشه منم به دوستام بگم بیان؟
تهیونگ با اخم زیادی سرش توی برگه های شرکتش بود
دستاشو لابه لای موهاش برد یکمی به مغزش استراحت داد
- فاک، اینا اینقدر سخت نبودن که
یهو کوک با کلی ذوق میاد سمت تهیونگ
+ میگم ته ته جونم ( کیوت )
تهیونگ تا کلمه ته ته رو میشنوه موهای کوک رو میگیره و میکشه
- هرزه اینقدر بهم نگو ته ته
و بعد ول میکنه
کوک بغض بدی به گلوش چنگ زد و توی چشماش اشک حلقه شد
از اونجا رفت ، حتما تهیونگ خیلی بد زد توی ذوقش
از اتاق کارش بیرون اومد و به اتاق کوک رفت
در رو باز کرد و از پشت کوک رو بغل کرد
- ببین وروجک کوچولو میدونی که از اون کلمه بدم میاد ، چرا همیشه اینجوری صدام میکنی؟ منم کنترلم رو از دستم میدم دیگه
+ چون دوست دارم اذیتت کنم ( بغض و کیوت )
- چرا؟( خندید )
کوک ساکت شد و با دستش محکم تهیونگ رو هول داد
+ پاشو دیگه ، برو اونور از کنارم
- تا وقتی نگی چیکار داشتی ولت نمیکنم
+ بگم قبول میکنی؟
- باید بدونم چیه خب
+ میگم امشب که میخوای مهمونی بگیری میشه منم به دوستام بگم بیان؟
- ۴۳۸
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط