جان من عشق تو را چیدن و دیدن هنر است

جان من عشق تو را چیدن و دیدن هنر است
باهمه عشوه گری , بر تو رسیدن هنر است

هرچه هم ناز کنی , ناز کشت خواهم بود
نازنینا به خدا ناز کشیدن, هنر است

دل من تنگ شد و چاره آن روی تو شد
روی تو دیدن و آن را نگزیدن , هنر است

من غرور توام ای کبک خرامان به خدا
سخن عشق ز حرف تو شنیدن, هنر است

تو درخت خوش این باغی و من می دانم
زان همه میوه یکی, زان همه چیدن هنر است

کام من در طلب لعل لبت کام گرفت
نازنین کام دل انگیز چشیدن, هنر است

گل مریم , ز شمیمت شده ام مست و خراب
بی می و باده اگر مست شد این تن, هنر است
دیدگاه ها (۱)

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

‍ 🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْ...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۴۶ صبح با صدای آرام ...

جان من عشق تو را چیدن و دیدن هنر استباهمه عشوه گری , بر تو ر...

جان من عشق تو را چیدن و دیدن هنر است.باهمه عشوه گری , بر تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط