یه استاد داشتم همزاد ایشون:)

یه استاد داشتم همزاد ایشون:)
یه مغازه داشت ظهر ها از توش همیشه بوی قهوه میومد. عصر ها هم الکل و سیگار (استاد مسلمونِ نا مسلمون بودن😂)
از بچه ها متنفر بود💀
مغازش تاریک بود فقط یه کم نور ملایمی داشت..
یه بار روزِ دختر بهم یه دستبند داد عینهو دست بندای جانی :)
دیدگاه ها (۲۳)

>>>

Even if he is guilty, In my opinion.. there is a reason for ...

هلی ینی چی.. منظورت چیه نرفتی ماچش کنی؟؟ @h3lika🦦

💀✨️

خون آشام من/ادامه ی پارت 26

سنوریتا:)

My professor Chapter:2Part:58هیزل طوری که انگار فقط جسمش تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط