مجنون هنگام راه رفتن کسی را به جز لیلی نمی دید. روزی شخصی

مجنون هنگام راه رفتن کسی را به جز لیلی نمی دید. روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و مهرش عبور کرد. مرد نمازش را قطع کرد و داد زد: «هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی؟»

❤️مجنون به خود آمد و گفت: «من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم. تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه دیدی که من بین تو و خدایت فاصله انداختم؟»

👤 امثال و حکم
📚 #تکه_کتاب

#برای_تعجیل_فرج_دعا_میکنیم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#تعجیل_در_فرج_صلوات
دیدگاه ها (۳)

ای کاش زودتر مرده بودم ..هرکسی وفات میکند،چه مومن باشد چه کا...

خدا رو نمی بینی ...!؟قال امیرالمؤمنین (ع) :لا تُدرِکُهُ العی...

پروژه نرمالیزیشن مادی شدن #برای_تعجیل_فرج_دعا_میکنیم #اللهم_...

آیا با این همه گناه می شود یار امام زمان علیه السلام شد...#ب...

📖 طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت نوزدهم: اعتراف در غبارِ ...

تکپارتیموضوع:( وقتی چند روز پیش با یکی از همکارای خانومش گرم...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط