دلم برای حجم وسیع دلت تنگ شده

دلم برای حجم وسیع دلت تنگ شده
برای آن سکوت نامعلوم و شکیب
دلم برای آن آبی زلال همیشه
تنگ شده
دلم برای صورت ماهت و آن طلایه نگاهت تنگ شده
عجیب هوای دلتنگی ات می چسبد
وقتی یادت را به آغوش می کشم تمام وجودم شعر می شود برای از تو گفتن و از تو نوشتن ...
تو را از سر دلتنگی به جرعه ای غزل می نوشم تا که نای دوباره بگیرم... به هر کجا که روی غزل غزل کنار منی
به هر نگاه که کنی بغل بغل قرار منی داداش از دست رفته ام😔😔😔😭
دیدگاه ها (۶)

تبدیل به آدمهای شدیم که تا جای چیزی تو زندگیمون خالی نشهارزش...

نبودن هایى هست که هیچ بودنى جبرانشان نمی‌کند و آدمهایی هستند...

همه ی آدم هاظرفیت بزرگ شدن را ندارنداگر بزرگشان کنیمگُم می ش...

*birthday night*

هروقت که میخواهم از "تو" بنویسم،همین که یادت در سرم رها میشو...

خب خب🪼 ، یک‌سری متن هایی نوشته شد تو این پست ( https://wisgo...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط