Love

"Love"
GHAPTER:¹
PART:⁹
لباس پوشیدن سوار ماشین شدن ....
آنی همش به تهیونگ‌نگاه میکرد....
ته:نکنه رو رانندگیم کراش زدی(در حال رانندگی همینطور که به جلو زُل زده)
آنی:چچچچیییییی نه بابا اعتماد به سقف
M:هوششش خیلی هم دلت بخواد
تا اونجا حرفی نزدن بعد ⁴⁰مین رسیدن....
___________________
م:چرا انقدر دیر....
آنی:بب....
ته:حتما مشکلی پیس اومده بود نهه (از داد بلند تر از عربده کوتاه تر)(پرید وسط حرف آنیا)....
م:بله ببخشید حق با شماست ...
ته دست آنیا رو میگیره میکشه ...
آنی:هوی چیکار میکنی ولم کن ...
ته بیشتر دستش رو فشار میده...
جنا:سَلام (تعجب و خیلی آروم)..
آنی:دستش رو از دست تهیونگ میکشه وه میره پیش جنا ...
جنا:تو با اون چیکار میکردی؟...
آنی:داستان داره اونجوری که فکر میکنی نیست....
جنا:نه باید بگی(در حال گرم کردن)...
آنی کل داستان رو تعریف میکنه...
جنا:وای باورم نمیشه..
آنی:هعی...
_______________________
م:بچه ها همه جم شید بیاید پیش من...

ادامه دارد

چطور شد¿
دیدگاه ها (۵)

اص//مات بزارم؟تو کامنتا بگید...

چرا از رمان حمایت نمیشه؟

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌آپدیت تیک تاک جونگ کوک همراه با اعضا ‌‌ ‌ ‌  ‌‌

آپدیت اینستاگرام جیمین♡

#شراب سرخPart:¹⁹آب دهنم رو قورت دادم و اروم‌از جام بلند شدم ...

رمان حسم به تو....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط