مجبور شدم پروژه رو نصفه نیمه ول کنم....

مجبور شدم پروژه رو نصفه نیمه ول کنم....
دیدگاه ها (۶)

وقتی مامان بزرگم میگه تو دختری نباید پسر دایی بزرگتو کتک بز...

خونه مامان بزرگ پدریم...

تو چپتر اخر مینگوا یه پاشو گذاشت این ور یه پاشو گذاشت اون ور...

از عید عنم میگیره....

از حموم میای موهات بو شامپو میده تنت بو لوسیون اتاق بو تمیزی...

مجبور شدم سانسور کنم ولی عجب گوسفند لجبازیه. کلا فقط خانما ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط