غوغای درد

غوغای درد

بی ساحلت هر لحظه در دریای دردم
من روز و شب آواره در دنیای دردم

گرمای جانت را بیاور در جهانم
تا در زمستان‌های پُر سرمای دردم

پایان ندارد در وجودم داغ عشقت
برگرد وقتی خسته از غوغای دردم

ویران نخواهی کاش دنیا را برایم
دیوانه‌ام، آواره‌ام، رسوای دردم

پایان ندادم بی تو در شعرم غمت را
من شاعری هستم که در رویای دردم
دیدگاه ها (۱۰)

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ݁ ˖Ი𐑼ֶָ֢ㅤㅤㅤㅤㅤ ﹫𝗂𝗍𝗌 𝗌υ𐓣𝗀𝗂ㅤㅤㅤ⏝፝֯⏝፝֯⏝፝֯⏝፝֯⏝፝֯⏝፝֯⏝یـ𐨆𐨆ک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط