ولی جدی جوری که من تو خونمون و خانواده اسپایدرمنم دیگه کس
ولی جدی جوری که من تو خونمون و خانواده اسپایدرمنم دیگه کسی نیست
اونسری رفته بودیم بازار مامانم یه آقا عه رو دید که داره قابلمه روحی میفروشه و کل قابلمه روحی ها رو رو هم چیده بود
رفتیم ببینیم چیه و چه شکلیم مامانم یکیشون رو برداشت و دیدش درش رو اشتباهی برعکس گذاشت و لیز خورد و من سریع دستم رو بردم پایین گرفتمش جدی واقعا خودم چشمام ریخته بود🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤕🫠😭
اونسری رفته بودیم بازار مامانم یه آقا عه رو دید که داره قابلمه روحی میفروشه و کل قابلمه روحی ها رو رو هم چیده بود
رفتیم ببینیم چیه و چه شکلیم مامانم یکیشون رو برداشت و دیدش درش رو اشتباهی برعکس گذاشت و لیز خورد و من سریع دستم رو بردم پایین گرفتمش جدی واقعا خودم چشمام ریخته بود🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤕🫠😭
- ۴۴۰
- ۱۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط