برای آرزوهای محال خویش می‌گریم

برای آرزوهای محال خویش می‌گریم
اگر اشکی نمانَد، در خیال خویش می‌گریم

شب دل کندنت می‌پرسم آیا بازمی‌گردی؟
جوابت هرچه باشد بر سوال خویش می‌گریم

نمی‌دانم چرا اما به‌قدری دوستت دارم
که از بیچارگی گاهی به حال خویش می‌گریم

اگر جنگیده بودم، دست کم حسرت نمی‌خوردم
ولی من بر شکست بی‌جدال خویش می‌گریم

نمی‌گریم برای عمر از کف رفته‌ام، اما
به‌حال آرزوهای محال خویش می‌گریم
.
دیدگاه ها (۰)

گاهی از خودم می پرسم اگر همه‌ چیز را می‌دانستم، باز هم همین‌...

بسم الله الرحمن الرحیم بی‌هدفی از زبان چوپان پیر :عده‌ای هدف...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

تک پارتی ویو ا.ت نور کم تلویزیون روی صورتمون افتاده بود کنار...

تک پارتی (چه عرض کنم چندپارتی)غمگین:وقتی تصادف میکنید و تو.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط