مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

شاعر سحر محمدی

شاعر ؛ سحر محمدی
خواننده؛ سمیرا کارزان
خموشی دل با سیاهی شب، کشیده سر از بام خانه‌ی من
به طوفان دادم آرزو را، ز خاطر بردم یاد او را
سبوی دل را می نمانده، به مستی بشکن این سبو را
ویران دیدم بنای آرزو را، بر لب بستم مجال گفتگو را
بیا و شبی در جان و دلم، ای واله‌ی غم بر پا کن
بیا و شبی از موج بلا، چشمان مرا دریا کن
ز نام و نشان افسانه مخوان، کز نام و نشان بیزارم
مرا همه شب با می زدگان، در میکده‌ها رسوا کن
دیدگاه ها (۰)

ورق بزنید سمیرا کارزان کورده و اصالتا ایرانی

همینقدر منافق!همین‌قدر لجن و کثافت!!!🎬 #پایگاه_خبری_نفوذ_شنو...

زیبا

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط