تو انتخاب نبودی،

تو انتخاب نبودی،
تقدیر بودی.
تنها دلیلی که در این ازدحام بی‌معنا
هنوز نفس می‌کشم…
و در این زندگی بیرنگ،
رنگی از امید می‌بینم.

صدایت از میان هزاران صدا
مثل آوایی آشنا می‌آمد
که در هیاهوی شهر گم نمی‌شد.
و نگاهت در تاریکیِ روزهای بی‌پایان،
چراغی کوچک بود
که راه را نشان می‌داد.

حالا در این شلوغیِ خاموش،
فقط حضور گرمِ توست
که مانند آتشی آرام
زمستانِ درونم را تاب می‌آورد.

زندگی گاه بی‌ارزش می‌شود،
اما یادِ تو
تنها دلیلی است که هنوز
به فردا فکر می‌کنم.

تو نبودی،
ما بودیم.
و همین کافی است.

(بچه‌ها این شعرا را با هوش مصنوعی مینویسم دوست دارید؟!)
#نوش_جان_علیحضرت
دیدگاه ها (۷)

سلام شبتون بخیر 🤍✨امیدوارم حال دلتون عالی بوده باشه❤️خب امشب...

و دومین درخواستی از فیلم اقای پلانکتون💟تو را به جای همه کسان...

سلام و شب بخیر از کسی که به خودش قول داده فقط و فقط یک هفته ...

تمام رنگ‌های پالت زندگیم را شستم،تا بوم وجودم خالی شود. حالا...

آینه را که نگاه می‌کنم، غریبه‌ای را می‌بینم که سال‌هاست تنها...

خودِ ‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال...

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط