تو انتخاب نبودی
تو انتخاب نبودی،
تقدیر بودی.
تنها دلیلی که در این ازدحام بیمعنا
هنوز نفس میکشم…
و در این زندگی بیرنگ،
رنگی از امید میبینم.
صدایت از میان هزاران صدا
مثل آوایی آشنا میآمد
که در هیاهوی شهر گم نمیشد.
و نگاهت در تاریکیِ روزهای بیپایان،
چراغی کوچک بود
که راه را نشان میداد.
حالا در این شلوغیِ خاموش،
فقط حضور گرمِ توست
که مانند آتشی آرام
زمستانِ درونم را تاب میآورد.
زندگی گاه بیارزش میشود،
اما یادِ تو
تنها دلیلی است که هنوز
به فردا فکر میکنم.
تو نبودی،
ما بودیم.
و همین کافی است.
(بچهها این شعرا را با هوش مصنوعی مینویسم دوست دارید؟!)
#نوش_جان_علیحضرت
تقدیر بودی.
تنها دلیلی که در این ازدحام بیمعنا
هنوز نفس میکشم…
و در این زندگی بیرنگ،
رنگی از امید میبینم.
صدایت از میان هزاران صدا
مثل آوایی آشنا میآمد
که در هیاهوی شهر گم نمیشد.
و نگاهت در تاریکیِ روزهای بیپایان،
چراغی کوچک بود
که راه را نشان میداد.
حالا در این شلوغیِ خاموش،
فقط حضور گرمِ توست
که مانند آتشی آرام
زمستانِ درونم را تاب میآورد.
زندگی گاه بیارزش میشود،
اما یادِ تو
تنها دلیلی است که هنوز
به فردا فکر میکنم.
تو نبودی،
ما بودیم.
و همین کافی است.
(بچهها این شعرا را با هوش مصنوعی مینویسم دوست دارید؟!)
#نوش_جان_علیحضرت
- ۱۸۵
- ۱۹ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط