ایـن گلــویـم را هـر از گــاهــی بــایـد ..

ایـن گلــویـم را هـر از گــاهــی بــایـد ..
بتــراشمـ تــا بـرای دلتنگـی هــایــ تــازه جــا بــاز شـود ..
دلتنگــی هــایـی کــه مـی تــواننـد
آدمـ را خفــه کننــد
دیدگاه ها (۰)

‌بادکنکی بودم تو شهر کاکتوس ها که بغل میخاست!:)

: ليت الذي بيني وبينكَ يا سيّدي شارع . .كلّما ضاقَ قلبي لجأت...

فقط در همین حد بگم که انقدر سرد شدم که برای خودمم غریبه شدم.

به قول شاملو:اشکها را پشت لبخندی مخفی می کنیم که خیلی درد می...

"دلتنگی، طعم خاکستر خاطراتی است که هنوز دود می‌کنند."دلم تنگ...

تمامِ روز خودم را با هر چیزی سرگرم می‌کنم؛با شلوغی، با آدم‌ه...

آدمها به مرز هشدار که برسند آدم دیگری می شوند آدم ها خسته که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط