Friend and enemy/part13
Part13/friend and enemy
ویو تهیونگ
با عصبانیت رفتم تو آشپزخونه دیدم که جیکسا و هانا دارن دعوا میکنن جیکسا رفت هانا رو بزنه که موهاشو گرفتم و دور دستم گره کردم کشیدمش عقب
_معلوم داری چه گوهی میخوری(داد.عصبی)
+من....
هانا.آیی ارباب این وحشی به من حمله کرد وکلی کتکم زد مگه نه لیلی(گریه الکی)
لیلی. آره ارباب
_پس دم در آوردی جیکسا خانم ها(داد)
+بخدا کاری نکردم(بغض)
تهیونگ موهای دختر که تو دستش بود رو گرفت و رفت سمت زیرزمین در یه اتاق رو باز کرد جیکسا سرش خیلی درد میکرد قشنگ صدای کنده شدن موهاش رو میشنید
تهیونگ جیکسا رو پرت کرد داخل اتاق شک..نجه
_الان آدمت میکنم(عصبی)
_تا ۲۰۰ میشماری
+ولی
_خفه شو
تهیونگ شروع کرد به شلاق زدن
+یک
دو
سه
چهار
پنجاه
شصت
صد و ده
صد و نود و نه
دویست(بی جون)
_حالا گمشو بیرون
+چ....چشم
جیکسا با کمک دیوار بلند شد
ویو جیکسا
خیلی درد داشتم بدنم پر از کبودی و خون بود خودم رو به زور به اتاقم رسوندم و رفتم تو حموم حتی گوشه لبم هم پاره شده بود
اشک تو چشمم جمع نشستم رو زمین و گریه کردم
گریه؟
تبدیل شد به هق هق چرا؟
چون از زندگی کلش با ترس متنفرم از اینکه همه دوست دارن من آسیب ببینم متنفرم اینکه مقصر همه چیز منم متنفرم
از خودم متنفرم از مادر و پردم که منو به این دنیا آوردن متنفرم
<متنفرم>
واژه ای کل شب گفتم بعد حموم آجوما اومد خیلی نگران بود بهم کمک کرد زخمام رو پانسمان کرد بعد رفتنش دوتا قرص خواب خوردم تا کلا قش کنم
ویو تهیونگ
عصبی بودم و خسته حرصم رو سر جیکسا خالی کردم و یکم آروم شدم
آخه دختر جون بهت گفتم کاری نکن بزنمت و تنبیهت کنم
فردا صبح.......
ادامه دارد........
بچه ها خیلی ها گفتین شرطا کامنت بیشتر از لایکا باشه این پارت رو این کار میکنم ببینم چه میکنین
شرایط پارت بعد
۲۵تا لایک
۳۵تا کامنت
۱۲تا بازنشر
ویو تهیونگ
با عصبانیت رفتم تو آشپزخونه دیدم که جیکسا و هانا دارن دعوا میکنن جیکسا رفت هانا رو بزنه که موهاشو گرفتم و دور دستم گره کردم کشیدمش عقب
_معلوم داری چه گوهی میخوری(داد.عصبی)
+من....
هانا.آیی ارباب این وحشی به من حمله کرد وکلی کتکم زد مگه نه لیلی(گریه الکی)
لیلی. آره ارباب
_پس دم در آوردی جیکسا خانم ها(داد)
+بخدا کاری نکردم(بغض)
تهیونگ موهای دختر که تو دستش بود رو گرفت و رفت سمت زیرزمین در یه اتاق رو باز کرد جیکسا سرش خیلی درد میکرد قشنگ صدای کنده شدن موهاش رو میشنید
تهیونگ جیکسا رو پرت کرد داخل اتاق شک..نجه
_الان آدمت میکنم(عصبی)
_تا ۲۰۰ میشماری
+ولی
_خفه شو
تهیونگ شروع کرد به شلاق زدن
+یک
دو
سه
چهار
پنجاه
شصت
صد و ده
صد و نود و نه
دویست(بی جون)
_حالا گمشو بیرون
+چ....چشم
جیکسا با کمک دیوار بلند شد
ویو جیکسا
خیلی درد داشتم بدنم پر از کبودی و خون بود خودم رو به زور به اتاقم رسوندم و رفتم تو حموم حتی گوشه لبم هم پاره شده بود
اشک تو چشمم جمع نشستم رو زمین و گریه کردم
گریه؟
تبدیل شد به هق هق چرا؟
چون از زندگی کلش با ترس متنفرم از اینکه همه دوست دارن من آسیب ببینم متنفرم اینکه مقصر همه چیز منم متنفرم
از خودم متنفرم از مادر و پردم که منو به این دنیا آوردن متنفرم
<متنفرم>
واژه ای کل شب گفتم بعد حموم آجوما اومد خیلی نگران بود بهم کمک کرد زخمام رو پانسمان کرد بعد رفتنش دوتا قرص خواب خوردم تا کلا قش کنم
ویو تهیونگ
عصبی بودم و خسته حرصم رو سر جیکسا خالی کردم و یکم آروم شدم
آخه دختر جون بهت گفتم کاری نکن بزنمت و تنبیهت کنم
فردا صبح.......
ادامه دارد........
بچه ها خیلی ها گفتین شرطا کامنت بیشتر از لایکا باشه این پارت رو این کار میکنم ببینم چه میکنین
شرایط پارت بعد
۲۵تا لایک
۳۵تا کامنت
۱۲تا بازنشر
- ۲.۳k
- ۰۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط