دلم گرفته

دلم گرفته ..
نیستی و هستم هنوز
بی جان و بی رمق ..
خسته از روزهایِ تکراری
فرسوده ام در شب هایِ بی روزن
سیاهیِ مطلق ..
انصاف نیست
اینگونه که نیستی
تابستان هم
دق می کند چه برسد به من !
دلم برایت پَر می زند
از اینجا که منم تا آنجا که تویی
از اینجا تا ثریا ..
مرا که به دوست داشتنت
اینچنین سکوت کرده ام
به زندگی برگردان
مگذار سیاه پوشِ عشق شوم
میان واژه هایِ سپید ...
دلنوشته
‌‌‎‌‎ ‎  مردترک#
دیدگاه ها (۰)

از اعماق قلبم نجوایی به گوش میرسد دُرنایی آواز میخواند !!گوی...

.کاش میشد بیخبر یک حلقه بر در می زدیبـر خیـالاتِ محـالـم رنـ...

هر شب دلم بهانہ‌ے‌ تو... هیچ، بڪَذریمامشب دلم دوباره تو را.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط