which one
which one
part 10
اول یه نگاهی به من کرد
من هم زیر لب زمزمه کردم آفرین تو میتونی
بعد چشماش رو بست و شروع کرد به خوندن
واووووو به چه صدایی داشت
همینجوری که اون داشت میخوند غذا هارو هم آوردن
من نخوردم تا اجرای ته تموم شه کل رستوران داشتن لذت میبردن ( اهم...... ام..... منظورش از صدای تهیونگ لذت میبردن )
بعد از اینکه آهنگش تموم شد همه براش دست زدیم اومد پایین و اومد سر میز نشست
ته. چطور بود
من به نشونه رضایت سر تکون دادم و دست زدم براش
ن. واقعا صدای خوبی داری
ته. مرسی راستی چرا غذارو نخوردی
ن. صبر کردم تا تو بیای
ته. واقعا واسه من صبر کردی
ن. آره دیگه بعدشم اگر میخواستم غذا بخورم تمرکزم از رو اهنگ میرفت هرچند که خیلی گشنمه بیا بخوریم
تهیونگ یه لبخند رضایت بخشی زد و باهم شروع کردیم به غذا خوردن
بعد از چند دقیقه
ن. دلم خیلی برا این طعم و مزه های غذا های کره ای تنگ شده بود
ته. خب حالا هرچقدر دوست داری بخور
ن. خیلی دیگه خوردم دیگه نمیتونم
ته. معلومه
ن. کثافت (خنده)
ته رفت غذا رو حساب کرد و رفتیم دم ماشین در رو برام باز کرد و من هم نشستم
راه افتادیم به طرف امارت
رسیدیم صبر کردم تا بیاد در رو برام باز کنه
اومدم پایین و رفتیم داخل
هیچکس نبود مثل اینکه همه خوابیده بودن
ته هم داشت از پله ها بالا می
اروم رفتم پیش تهیونگ و گفتم
ن. مرسی بابت امشب خیلی بهم خوش گذشت
ته. خواهش میکنم پرنسس کار دیگه هم داشت بهم بگو
ن. اوهوم باشه فعلا خدافظ
بعد داشتم میرفتم به سمت اتاق خودم که تهیونگ مچ دستم رو گرفت
ن. چیکار میکنی
ته. تو کجا میری
ن. اتاقم
ته. مگه بالا نیست
ن. اون هنوز کامل نشده
ته. آها خب شب خوبی داشته باشی
ن. همچنین
لبخندی زدم و رفتم تو اتاق
اول رفتم لباسم رو عوض کردم و یه لباس راحتی تو خونه ای پوشیدم و بعد هم رفتم و میکاپم رو شستم و روتین پوستیم رو انجام دادم
رفتم تو تختم و از اونجا که خسته بودم زودی خوابم برد
اما ای کاش این خواب طولانی بود که
؟ . دوست دارم
؟ . دوست دارم
؟ . دوست دارم
اون یا رو هی به خوابم میومد و نمیزاشت که بخوابم هر بار با استرس بلند میشدم تا یک جایی که دیدم ساعت سه نصف شبه و من از شدت خواب دارم روانی میشم اروم رفتم سمت آشپزخونه و در یخچال رو باز کردم که آب بخورم
پارچ آب رو برداشتم و چرخیدم سمت میز ناهار خوری
کوک رو دیدم زهرم رفت پرت شدم عقب و لیوان از دستم افتاد و شکست
بعد دستم رو گذاشتم قلبم و نفس عمیقی کشیدم
اون سرش رو چرخوند سمت من و پرسیدم
کلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی
بخشید اگه کوتاه شد
از العان به بعد دیگه شرط داریم
لایک. ۲۵
کامنت . ۲۰
بازنشر ۱۰
شرط رو زود برسونید خوشگلا💖
part 10
اول یه نگاهی به من کرد
من هم زیر لب زمزمه کردم آفرین تو میتونی
بعد چشماش رو بست و شروع کرد به خوندن
واووووو به چه صدایی داشت
همینجوری که اون داشت میخوند غذا هارو هم آوردن
من نخوردم تا اجرای ته تموم شه کل رستوران داشتن لذت میبردن ( اهم...... ام..... منظورش از صدای تهیونگ لذت میبردن )
بعد از اینکه آهنگش تموم شد همه براش دست زدیم اومد پایین و اومد سر میز نشست
ته. چطور بود
من به نشونه رضایت سر تکون دادم و دست زدم براش
ن. واقعا صدای خوبی داری
ته. مرسی راستی چرا غذارو نخوردی
ن. صبر کردم تا تو بیای
ته. واقعا واسه من صبر کردی
ن. آره دیگه بعدشم اگر میخواستم غذا بخورم تمرکزم از رو اهنگ میرفت هرچند که خیلی گشنمه بیا بخوریم
تهیونگ یه لبخند رضایت بخشی زد و باهم شروع کردیم به غذا خوردن
بعد از چند دقیقه
ن. دلم خیلی برا این طعم و مزه های غذا های کره ای تنگ شده بود
ته. خب حالا هرچقدر دوست داری بخور
ن. خیلی دیگه خوردم دیگه نمیتونم
ته. معلومه
ن. کثافت (خنده)
ته رفت غذا رو حساب کرد و رفتیم دم ماشین در رو برام باز کرد و من هم نشستم
راه افتادیم به طرف امارت
رسیدیم صبر کردم تا بیاد در رو برام باز کنه
اومدم پایین و رفتیم داخل
هیچکس نبود مثل اینکه همه خوابیده بودن
ته هم داشت از پله ها بالا می
اروم رفتم پیش تهیونگ و گفتم
ن. مرسی بابت امشب خیلی بهم خوش گذشت
ته. خواهش میکنم پرنسس کار دیگه هم داشت بهم بگو
ن. اوهوم باشه فعلا خدافظ
بعد داشتم میرفتم به سمت اتاق خودم که تهیونگ مچ دستم رو گرفت
ن. چیکار میکنی
ته. تو کجا میری
ن. اتاقم
ته. مگه بالا نیست
ن. اون هنوز کامل نشده
ته. آها خب شب خوبی داشته باشی
ن. همچنین
لبخندی زدم و رفتم تو اتاق
اول رفتم لباسم رو عوض کردم و یه لباس راحتی تو خونه ای پوشیدم و بعد هم رفتم و میکاپم رو شستم و روتین پوستیم رو انجام دادم
رفتم تو تختم و از اونجا که خسته بودم زودی خوابم برد
اما ای کاش این خواب طولانی بود که
؟ . دوست دارم
؟ . دوست دارم
؟ . دوست دارم
اون یا رو هی به خوابم میومد و نمیزاشت که بخوابم هر بار با استرس بلند میشدم تا یک جایی که دیدم ساعت سه نصف شبه و من از شدت خواب دارم روانی میشم اروم رفتم سمت آشپزخونه و در یخچال رو باز کردم که آب بخورم
پارچ آب رو برداشتم و چرخیدم سمت میز ناهار خوری
کوک رو دیدم زهرم رفت پرت شدم عقب و لیوان از دستم افتاد و شکست
بعد دستم رو گذاشتم قلبم و نفس عمیقی کشیدم
اون سرش رو چرخوند سمت من و پرسیدم
کلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی
بخشید اگه کوتاه شد
از العان به بعد دیگه شرط داریم
لایک. ۲۵
کامنت . ۲۰
بازنشر ۱۰
شرط رو زود برسونید خوشگلا💖
- ۶۰۶
- ۰۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط