- دیگه مهم نبود چی میشه، مهم نبود اگر با این بارون چه غم‌

- دیگه مهم نبود چی میشه، مهم نبود اگر با این بارون چه غم‌هایی رو به این شهر آورده بودم...هر اتفاقی که قرار بود بیفته، من این رو از چشمهات میخوندم...تو مال من بودی و این شهر قرار بود تو رو به من پس بده.



#𝖣𝖾𝗌𝗂𝗋𝖾𝖾
#تهکوک
دیدگاه ها (۲)

قـرار بـود هـمـیـشـه و هـمـه جـا هـمـراه هـم بـاشـیـم، بـودم...

عادت‌هایی که باعث افزایش تمرکز میشه...اگه تو هم وسط کار مدام...

رمان جدیدژانر: عاشقانه،درام،رازآلودشیپ تهکوکبا خشم از صندلی ...

(ادامه پارت قبل)چان: برای چی برگشتی؟ا.ت: چان من.. من نمیتونم...

آغوش ممنوعه#part85از زبان سعیدزنگ زدم به فرهاد جواب ندادنگرا...

یکی از شهروندای فارسی‌زبون ساکن آلمان با چالش «با ۱۰۰ یورو چ...

پدر یکی از مریضامون که بچه اش تو کماست امروز برا کل بیمارستا...

تو زندگی هممون یه زخم‌هایی هستکه اومدن از ما آدم بهتری بسازن...

دو تا چایی ریخت، گفت:بیا بشین اینجا باهم غصه تو رو بخوریم؛نگ...

پادشاهی شب''مجازات روز''رستگاری سپیده دمشهر ها داستان های زی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط