از خدا خواستم دست هایت را بگیرد

از خدا خواستم دست هایت را بگیرد
و بگذارد همانجایی که به آن تعلق داری
تا ترس ها، دلتنگی ها سد راه
شادی هایت نشود ...
از خدا خواستم اراده ای قوی
در دلت به راه بیندازد
که با هر دشمنی درگیرِ جنگِ باطلِ
آدم هایی نشوی که خودشان هم
نمیدانند از این زندگی چه ها میخواهند.

قهرمان زندگی خودت باشی و
خانهٔ دلت را آنجایی بنا کنی
که ارزش ثانیه به ثانیه نگاه ها
گذشت ها و دوست داشتن های
نابت را بدانند ...
دیدگاه ها (۴)

میشه نظر وکامنت بدید پلیزززز

سلام!حال همه‌ی ما خوب استملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خ...

دستانت را می گشایی ، گره تاریکی می گشاید.لبخند می زنی ، رشته...

یهویی ماهی گیری هفت برم شیراز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط