آن سایه ای، سیاه که پشت سرت راه می رود

آن سایه ای، سیاه که پشت سرت راه می رود
گرگی مخوف، در کت و شلوار عابر است

کمتر در این زمانه، به دل اعتماد کن
وقتی گرسنه مانده، به هر کاری حاضر است
دیدگاه ها (۴۲)

مثل این است که عصر جمعه در تو آرام بالا بیایدمثل این است که ...

خوابی و نمی خوابم در این شب طولانی ای روزنه ی امید در صفحه ی...

نیست پروا تلخ کامان را زتلخی های عشقآب دریا در مذاق ماهی دری...

می خواهمت بدجور و تو بدجور می دانیمی چسبمت مثل لب سیگار در م...

از کنار من افسرده تنها تو مرو دیگران گر همه رفتند خدا را تو ...

‏دوست داشتن به هر روز پیام دادن،کادو‌خریدن و هر روز بیرون رف...

باد شکن پارت ۲هاروکا وقتی در ماشین نشست. ان مرد ماشینش رو رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط