و آسمان میگریید

و آسمان میگریید
هر زمانی که احساس میکرد متعلق به این دنیا نیست،آسمان پا به پایش گریه میکرد؛به همین دلیل عاشق باران شده بود
باران موقعی که در خیابان ها قدم میزد و گریه میکرد اشک هایش را پاک میکرد
باران شب ها وقتی دنیا کاملا پوچ و تهی بود قطراتش را به شیشه ی اتاقش میزد تا به او بگوید من اینجا هستم
باران وقتی دلش گرفته بود با صدایش به او دلداری میداد
باران با غم او نمیخندید،باران دوستش داشت و او هم باران را
دیدگاه ها (۰)

..

عالیه...

بچه ها نمیدونم، یه چک لیست نوشتم ، بنظرم اگه میتونید اینکارا...

...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 152✦..........................

پارت ۳۱ارتباط چشمی برقرار کردند، برای چند لحظه. چون ناروتو س...

وقتی بیماری قلبی داشتی...(پایانی)جونگکوک بعد از مرگ تو،دیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط