با گریه گفتم شعری امشب از برایت

با گریه گفتم شعری امشب از برایت
دلتنگ هستم نازنینم، جانم فدایت
کی می‌شوی تو مال من دار و ندارم؟
تا من بریزم هر چه دارم را به پایت
آری جهنم می‌شود دنیای بی تو
آتش بگیرد زندگی بی خنده‌هایت
دل می‌شود دیوانه با جان گفتنِ تو
عشقم! عجب آرامشی دارد صدایت!
من دوستت دارم دلم می‌خواهد آری،
در جان من ریزد همه درد و بلایت...
دیدگاه ها (۰)

شهامت میخواهددوست داشتن کسی کههیچ وقت هیچ زمان سهم تو نخواهد...

مـَعشوقہ؎ِمَن"ميخواٰهَم‌گٌم‌شَـوم‌جاٰیی‌ٖمياٰن‌ِ خَنده‌ِهايَ...

اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ ع...

یک عمر اگر فـدای تو بودم ، مرا ببخشآواره در هـوای تـو بـودم ...

ای جان من خسته درمانده فدایتمن منتظرم بشنوم از دور صدایت شای...

ای جان من خسته درمانده فدایتمن منتظرم بشنوم از دور صدایت شای...

پروانه ام پر می زنم دورت بگردمبر شعله ات سَر می زنم دورت بگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط