تاحالا شده از ته قلبتون از خندیدن پشیمون بشید؟

تاحالا شده از ته قلبتون از خندیدن پشیمون بشید؟
الان بابام یچیزی تو مهمونی گفت من فقط یه لبخند زدم و یهو بابام رو کرد به مامانم و گفت مینو نگاه کن این چقدر میخنده بعد تو میگی این نمیخنده یچیزیش هست
جوری پشیمون شدم که واقعا آرزو کردم زمان برگرده عقب که جلو اون همه آدم این حرفو نزنه
هیچوقت دلم نمیخواست کسی بفهمه من چمه
دیدگاه ها (۸)

کراش زدم رو این عوضی و معنیش

بفرمایید

پارت ۷ویو این سوک:با سیلی که بهم زد جا خوردم اشک تو چشمام جم...

رمان نابودی پارت ۱۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط