چنتا فکت مویچیرویی
چنتا فکت مویچیرویی^^
موچی هاشیراهارو مثل حیوون میبینه ولی گیو رو یه شی تزیینی
کوکوشیبو نمیخواست موی چیرو رو بکشه، او میخواست مویچیرو فرار کند و زندگی شادی داشته باشه
تنگن و همسرانش میخواستن اونو به فرزند خوندگی بگیرن، اما قبل از اینکه این پیشنهاد رو بهش بدن اون توی قلعه بی نهایت فوت میکنه
موچی و شیکعلی(کوتتسو) دوستای صمیمی شدند
پتانسیل یادگیری تنفس خورشید رو داره
اجازه نداره حیوون خونگی داشته باشه چون کلاغش حسادت میکنه🗿🐦⬛
عادت داره وقتی حوصلش سر رفت بخوابه(چقد من)
مویچیرو اصلا نمیتونه اشپزی کنه، اگه کلاغش نبود غذا خوردن رو هم فراموش میکرد
اون با این تصور مرد که گنیا از مبارزه با کوکوشیبو جان سالم به در برد
گنیا هم با این تصور که مویچیرو زنده میماند
جسد مویچیرو در اوار قلعه بینهایت گم شد و هرگز پیدا نشد. بنابراین وسایلش را دفن کردند
کلاغ مویچیرو بعد از مرگ موچی افسرده و بیمار شد و کلاغ تانجیرو از اون مراقبت میکرد که اخر هم باهم ازدواج میکنن( کلاغ موچی و تانی)
خودش تکنیک تنفسش رو ساخت
از نسل خونی تسوگیکونی هست یعنی جد کوکوشیبو
عصبانیت قوی ترش میکنه
اولین چیزی که بعد از به دست اورن خاطراتش بیاد اورد رنگوکو بود و در هر جلسه هاشیرا رنگوکو به مویچیرو غذا میداد
عاشق موچی ساکوراست درست مثل میتسوری^^
حتی بعد از سختی ها
مثل بچه ها رفتار میکنه
عاشق چشمای اوبانای و ساخت اوریگامیه ( کاایووووتتتت)
اخیش
خب
بازم چیزی دستگیرم شد میزازم
موچی هاشیراهارو مثل حیوون میبینه ولی گیو رو یه شی تزیینی
کوکوشیبو نمیخواست موی چیرو رو بکشه، او میخواست مویچیرو فرار کند و زندگی شادی داشته باشه
تنگن و همسرانش میخواستن اونو به فرزند خوندگی بگیرن، اما قبل از اینکه این پیشنهاد رو بهش بدن اون توی قلعه بی نهایت فوت میکنه
موچی و شیکعلی(کوتتسو) دوستای صمیمی شدند
پتانسیل یادگیری تنفس خورشید رو داره
اجازه نداره حیوون خونگی داشته باشه چون کلاغش حسادت میکنه🗿🐦⬛
عادت داره وقتی حوصلش سر رفت بخوابه(چقد من)
مویچیرو اصلا نمیتونه اشپزی کنه، اگه کلاغش نبود غذا خوردن رو هم فراموش میکرد
اون با این تصور مرد که گنیا از مبارزه با کوکوشیبو جان سالم به در برد
گنیا هم با این تصور که مویچیرو زنده میماند
جسد مویچیرو در اوار قلعه بینهایت گم شد و هرگز پیدا نشد. بنابراین وسایلش را دفن کردند
کلاغ مویچیرو بعد از مرگ موچی افسرده و بیمار شد و کلاغ تانجیرو از اون مراقبت میکرد که اخر هم باهم ازدواج میکنن( کلاغ موچی و تانی)
خودش تکنیک تنفسش رو ساخت
از نسل خونی تسوگیکونی هست یعنی جد کوکوشیبو
عصبانیت قوی ترش میکنه
اولین چیزی که بعد از به دست اورن خاطراتش بیاد اورد رنگوکو بود و در هر جلسه هاشیرا رنگوکو به مویچیرو غذا میداد
عاشق موچی ساکوراست درست مثل میتسوری^^
حتی بعد از سختی ها
مثل بچه ها رفتار میکنه
عاشق چشمای اوبانای و ساخت اوریگامیه ( کاایووووتتتت)
اخیش
خب
بازم چیزی دستگیرم شد میزازم
- ۱۷.۲k
- ۲۹ شهریور ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط