باز هم شب آمد تا یاد آواری کند در زیر آسمانی بی تو دارم

*باز هم شب آمد تا یاد آواری کند در زیر آسمانی بی تو دارم نفس هایم را هدر میدهم کجای این داستان راه را اشتباه رفته ام که تو را برای همیشه از دست دادم چه فرقی دارد که تو زیر خاکی در تاریکی و سردی هوای بیکران به خوابی ابدی خودت را سپردی وقتی من در بیداری آرام آرام دارم خود را به دستان مرگ می‌سپارم این حس جنون آور مرا آرام آرام می‌بلعد گویی همان فردا مرا به جای چراغ در جهنم سکوت پیدا می‌کنند..
دیدگاه ها (۰)

*عشق زیباست و بی رحم،عشق کر میکند،عشق کور می‌کند، عشق فریبکا...

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~~هماننده روزی که تو را ملاقات ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط