این شعر مشیری را هر چند وقت یک بار باید دید و شنید

این شعر مشیری را هر چند وقت یک بار باید دید و شنید.

من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک، اگر آلوده یا پاکم
من اینجا تا نفس باقی‌ست می‌مانم
من از اینجا چه می‌خواهم، نمی‌دانم
امید روشنایی گرچه در این تیرگی ها نیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی
گل برمی‌افشانم
دیدگاه ها (۱۸)

گاهی دلم هوای ِ "هیچ" دارد!!هیچ کَس، هیچ کجا، هیچ چیز ، هیچ ...

یڪ شـب پر از آرامش یڪ دل شاد و بی غصه و یڪ دعای خیر از ته دل...

از زبان استاد شهریار❤️

زندگی دیکته ای نیست که آن را به ما خواهند گفت !زندگی انشایی ...

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط