دوست داشتنت

دوست داشتنت
یواشڪی و قشنگ بود.
می‌چسبید.
مثل ناخنڪ زدن به سیب‌زمینی سرخ‌ڪرده
دور از چشم مامان.
همش می‌ترسیدم یڪی بیاد
بزنه پشت دستم
ولی اڪَه می‌زد بازم قشنڪَ بود
دیدگاه ها (۷)

من را بی تو نمیشود.تو فرض کن:ریاضی بدون عدد،دیوان بدون حافظ،...

تو همان توبه ای که هزار بار بستم و هزار بار دیگر شکستماما با...

خنده برلب میزنم تا کس نداند دردمن ور نه این دنیا که مادیدیم ...

#کلیپ_عاشقانه😍❤

آوی فنوتPart =۱۴مرحله پنجم - تیراندازی و شمشیرزنی (نبرد نهای...

پارت دوازدهم-سیب زمینی-

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹                                  ات اروم مظلوم : ماما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط