حکایت

#حکایت

🍁 مردی نزد بایزید بسطامی رفت و گفت که سی سال روزه گرفته و مشغول عبادت بوده اما هیچ نشانی از نزدیکی به خداوند در خود نمی بیند.

🍁 بایزید در پاسخ گفت:
اگر صد سال دیگر هم به این کار ادامه دهی اتفاقی برای تو رخ نخواهد چون کارت خالصانه نبود و مردی محاسبه گری هستی، در غیر اینصورت چگونه می توانستی لحظات عشق و عبادت را بشمری؟!

🍁 وقتی معامله در کار باشد عشق و عبادت ارزشی ندارد. وتو را به جایی نمی رساند .

🍁 بی دلیل ومحاسبه عشق بورزید و بی ریا عبادت کنید تا همه چیز را به دست بیاورید.
دیدگاه ها (۱)

بعضی زخم ها خوب میشه ولی جاش تا ابد میمونه

و تو به تنهایی، جهان منی..! می‌خواهمتکه خواستنی ‌تر ز هر کسی...

من جاده رو برات صاف میکنمهرچی سرابه رو پر آب میکنمبیا بریممن...

🎥 امروز هم گذشت مولا نیامد 🔉 زمزمۀ دعای #سلامتی امام زمان (ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط