رسیدی شادمهر جانِ عقیلی ...

رسیدی مثل یک مرهم
به داد زخم دیرینه
به داد چشم بیداری
که خواب خوش نمی بینه
رسیدی مثل یک گریه
بگیری داغ دل از آه
تو تاریکی این دریا
مثل فانوس لنگرگاه
رسیدی مثل یک مرهم
به داد زخم دیرینه
به داد چشم بیداری
که خواب خوش نمی بینه
رسیدی مثل یک گریه
بگیری داغ دل از آه
تو تاریکی این دریا
مثل فانوس لنگرگاه
رسیدی تا من پرپر
یه روزی خسته شه آخر
بگیره از دل فردا
سراغی از من باور
رسیدی ، تا رسیدن ها
دوباره با تو معنا شه
کلید تازه ای دادی
که قفل کهنگی وا شه
رسیدی مثل یک مرهم
به داد زخم دیرینه
به داد چشم بیداری
که خواب خوش نمی بینه
رسیدی مثل یک گریه
بگیری داغ دل از آه
تو تاریکی این دریا
مثل فانوس لنگرگاه
دیدگاه ها (۲)

چرا تو جنگی ... شادمهر جانِ عقیلی ...

خواب خوش ... شادمهرجان ....

تجربه کن شادمهر جان ...

امروز و فردا ... شادمهر جان ...

داریوش

سخت است وطن موکب ماتم شده باشدعیدانه‌ی ما فرق کند، غم شده با...

💏👓 ℒ♡ⓥℯॐ♥♜♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 لیلی و مجنون اگر میبود در دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط