دلی یا دلبری یا جان یا جانان نمیدانم

دلی، یا دلبری؟ یا جان، یا جانان؟ نمی‌دانم
همه هستی توی فی الجمله این وان نمی‌دانم
به جز تو در همه عالم دگر دلبر نمیبینم
به جز تو در هر دو گیتی جانان نمیبینم
به جز غوغای عشق تو درون دل نمی یابم
به جز سودای وصل ت میان جان نمیبینم چه آرامم به در وصلت؟ که دل لایق وصل نمی افتد
چه بازم در ره عشقت که در جان شادمان نمی‌دانم
یکی دل داشتم پر زخون آن هم از کفم بیرون
کجا افتاده آن مجنون، در این دوران نمی‌دانم
دیدگاه ها (۱)

روزگاریست زلیخا چه فراوان شده استهر زه چاه آمده ی یوسف کنعان...

تیسو گیر پلی کرده دلتفرق کرده بی گلل عطر گلتبی حواس وبی خوور...

درمون خستگیمی ای بی خبر وحالم 😔😔

به جز غوغای عشق تو درون دل نمی‌یابمبه جز سودای وصل تو میان ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط