سفر عشق

در سفر عشق تنی ی سرم
در ره تو آن سر بی پیکرم

آتش عشقت به تنم می زند
سوختم از عشق تو خاکسترم
#محمد_خوش_بین
دیدگاه ها (۰)

بغضی خوش بین

دل نگران

سکوت شب

شهر خواب است

نگو از عشق می‌ترسی مرا عاشق ندیدی تو من عاشق تمام باورم سمت ...

بر سر آتش تو سوختم و دود نکردآب بر آتش تو ریختم و سود نکردآز...

ای آن که پیرم کرده ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط