فیک خون شیرین ⁷
فیک خون شیرین ⁷
چانگبین باشه... من رفتم.. مراقب باشید
جونگین بیاید بریم بهتون اتاقتون رو نشون بدم فقط اگه کسی ازتون چیزی پرسید بگید که روباه هستید و تویه جنگل زندگی میکردید و با من دوست صمیمی هستید.
جیسونگ باشه.. ممنونم
جونگین خواهش میکنم. من دوستی بجز چان چانگبین و مینهو و هیونجين ندارم. اونا خیلی ارومن.. من به دوستهایه شلوغ احتیاج دارم امیدوارم با هم دوستایه خوبی بشیم
فلیکس معلومه که میشیم خوشگله
جونگین تو خوشگل تری اگه تو دنیایه ما بدنيا ميومدى مطمعنا الاهه ماه میشدی...
جیسونگ اووو پس ما چی
جونگین : نومودونم
سونگمین یاا
جونگین اینم از اتاقتون این اتاق سه تخت داره اگر راحت نیستید میتونم اتاقایه جدا بدم بهتون
فلیکس اوه نه نیازی نیست
جونگین باشه بیاید چند تا چیز در مورد اینجا بگم... اینجا هوانگ هیونجين الاهه آتشه... هوانگ مینهو الاهه آبه.. بنگ چان الاهه خاکه... سعو چانگبین الاهه باده.. من هم الاهه جنگل و گیاها ام
جیسونگ با دستش دهن سونگمین و فلیکس رو بست و خودش و از حالت تعجب خارج کرد
فلیکس اوه مای گاددد دیگه نمیتونمم چقد خفننسونگمین اونا خوشگلن؟
فلیکس راست میگه خوشگلن؟ جیسونگ یااا مگه شما گی ایدد فلیکس_سونگمین: پس جیسونگ: صحیح
جونگین اره خیلی خوشگلن چانگبین جونگینااا جونگین اومدن.... بیاید اینجا
چان اوه سلام اینا الان انسانن.. واو جیسونگ س. سلام چان اسماتون رو اول بگید جیسونگ من هان جیسونگم اون لی فلیکس و اونیکی کیم سونگمین
سونگمین زبونش رو برایه جیسونگ برآورد و گفت: اون عمته بیشور
نگاه چان رویه سونگمین زوم موند. بنظرش سونگمین خیلی بامزه و کیوت بود. مخصوصا الان که اخم کرده بود. لبخند محوی زد و گفت: چان خب منم که بنگ چانم خب بگید ببینم الان میخواید چیکار کنید
جونگین خب میگیم که اونا روباه آن و دوستهایه منن و تا الان تو جنگل زندگی میکردن
چان خوبه... اما اونا همیشه نمیتونن زندانی بشن که باید باهامون بیان بیرون ولی نباید نزدیک مینهو وهيونجين بشن.. مخصوصا مينهو... اون خیلی تیزه
جونگین باشه بابا بچه هامو ترسوندی چانگبین بچه هام؟؟ ما کی بچه دار شدیم چان خجالت بکشید
________________________
نویسنده لیا هستم چطور بود ببخشید که دیر آپ کردم
چانگبین باشه... من رفتم.. مراقب باشید
جونگین بیاید بریم بهتون اتاقتون رو نشون بدم فقط اگه کسی ازتون چیزی پرسید بگید که روباه هستید و تویه جنگل زندگی میکردید و با من دوست صمیمی هستید.
جیسونگ باشه.. ممنونم
جونگین خواهش میکنم. من دوستی بجز چان چانگبین و مینهو و هیونجين ندارم. اونا خیلی ارومن.. من به دوستهایه شلوغ احتیاج دارم امیدوارم با هم دوستایه خوبی بشیم
فلیکس معلومه که میشیم خوشگله
جونگین تو خوشگل تری اگه تو دنیایه ما بدنيا ميومدى مطمعنا الاهه ماه میشدی...
جیسونگ اووو پس ما چی
جونگین : نومودونم
سونگمین یاا
جونگین اینم از اتاقتون این اتاق سه تخت داره اگر راحت نیستید میتونم اتاقایه جدا بدم بهتون
فلیکس اوه نه نیازی نیست
جونگین باشه بیاید چند تا چیز در مورد اینجا بگم... اینجا هوانگ هیونجين الاهه آتشه... هوانگ مینهو الاهه آبه.. بنگ چان الاهه خاکه... سعو چانگبین الاهه باده.. من هم الاهه جنگل و گیاها ام
جیسونگ با دستش دهن سونگمین و فلیکس رو بست و خودش و از حالت تعجب خارج کرد
فلیکس اوه مای گاددد دیگه نمیتونمم چقد خفننسونگمین اونا خوشگلن؟
فلیکس راست میگه خوشگلن؟ جیسونگ یااا مگه شما گی ایدد فلیکس_سونگمین: پس جیسونگ: صحیح
جونگین اره خیلی خوشگلن چانگبین جونگینااا جونگین اومدن.... بیاید اینجا
چان اوه سلام اینا الان انسانن.. واو جیسونگ س. سلام چان اسماتون رو اول بگید جیسونگ من هان جیسونگم اون لی فلیکس و اونیکی کیم سونگمین
سونگمین زبونش رو برایه جیسونگ برآورد و گفت: اون عمته بیشور
نگاه چان رویه سونگمین زوم موند. بنظرش سونگمین خیلی بامزه و کیوت بود. مخصوصا الان که اخم کرده بود. لبخند محوی زد و گفت: چان خب منم که بنگ چانم خب بگید ببینم الان میخواید چیکار کنید
جونگین خب میگیم که اونا روباه آن و دوستهایه منن و تا الان تو جنگل زندگی میکردن
چان خوبه... اما اونا همیشه نمیتونن زندانی بشن که باید باهامون بیان بیرون ولی نباید نزدیک مینهو وهيونجين بشن.. مخصوصا مينهو... اون خیلی تیزه
جونگین باشه بابا بچه هامو ترسوندی چانگبین بچه هام؟؟ ما کی بچه دار شدیم چان خجالت بکشید
________________________
نویسنده لیا هستم چطور بود ببخشید که دیر آپ کردم
- ۸.۳k
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط