دل اگر عاشق و این عقل دیوانه نبود
دل اگر عاشق و این عقل دیوانه نبود
هر شبی این تنِ مست عازم میخانه نبود
رقصِ آتش سر شمع حالت مستانه نداشت!
این همه دور و بَرش عاشق و پروانه نبود
قطره اشکی که به داغ تو ، در چشم شِکفت
مَحرمی بود بر این دیده و بیگانه نبود
مثل تو هر صَنمی عطر دل انگیز نداشت
همنشین بود ولی مثل تو دردانه نبود
لب تو بر لب آذر بود چون جام شراب
لب تو بود کُنون ، حاجتِ پیمانه نبود
هر شبی این تنِ مست عازم میخانه نبود
رقصِ آتش سر شمع حالت مستانه نداشت!
این همه دور و بَرش عاشق و پروانه نبود
قطره اشکی که به داغ تو ، در چشم شِکفت
مَحرمی بود بر این دیده و بیگانه نبود
مثل تو هر صَنمی عطر دل انگیز نداشت
همنشین بود ولی مثل تو دردانه نبود
لب تو بر لب آذر بود چون جام شراب
لب تو بود کُنون ، حاجتِ پیمانه نبود
- ۲.۴k
- ۱۲ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط