♥️شاعر چشمت شوم یا شاعر خندیدنت♥️

شاعر چشمت شوم یا شاعر خندیدنت
ای فدای لحظه ی در ماه شاید دیدنت

چشم تو کندوی صدها عاشق دیوانه وار
من ولی دیوانه ام ، دیوانه ی نوشیدنت

در دو چال گونه ات دنیای من جا می شود
عاشق دنیای خویشم لحظه ی خندیدنت

گرچه زیبا تر ز ماهی ، آمدی از آسمان
تا نیفتد چشم نامحرم به شب تابیدنت

گل شدی ، آنقدر زیبا تا که یادت می کنم
ترسم ای گل جان بگیرد عقده های چیدنت

مثل باران می زنی بر پنجره تا می رسی
سنگ بارانش بکن اینبار با باریدنت

خسته ای می دانم اما ساعتی بیدار باش
شاعر چشمت بمانم شاهد خندیدنت...
دیدگاه ها (۲)

💔با دلم بازی نکن سر بر بیابان می زنم💔

🍁در حسرت آغوش تو هستم بغلم کن🍁

🍁خبری نیست جز اینکه من و تو تنهاییم🍁

♥️به نگاهی که مرا عاشق خود کرده قسم♥️

پارت ۱۹ساکورا شانه ای به موهای صورتی رنگ کوتاهش کشید. تارهای...

☘🌼☘بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْألسلام عٓلیکٓ یااباعٓبدالله ...

(سایه های خونی) part ۶/***بافت گرم تنم، تو بالکن، موهای گوجه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط