my dady

my dady
.....................................................................

پارت ۴
ویو کوک
بعد از زنگ زدن به جیهوپ رفتم تو حیاط که یزره هوا بخورم که لارا رو دیدم که داره میاد سمتم(یه توضیح درمورد لارا بدم لارا دخترعمه ی کوکه که خیلی هر*زس و کوک رو دوس داره و به هر قیمتی که شده میخواد کوک رو به دست بیاره) اینکه تو مدرسه ما نبود از کجا پیداش شد(کلافه)(علامت لارا: ¤)
¤: سلام ددی(با ناز و عشوه بی اندازه)
_: گوه نخور مگه نگفتم دیگه منو ددی صدا نکن هااا(داد)
¤: واا ددی چرا اینجوری میکنی مگه چی گفتم(بغض الکی و عشوه)
یه سیلی خوابوندم تو گوشش که افتاد زمین و گریه کرد میخواستم یچیزی بهش بگم که چشمم افتاد به ا.ت که اون ور حیاط وایساده بود و داشت با او...اون شوگا بود(تعجب) اون عوضی(ببخشید فیکه) اینجا چیکار میکنه(شوگا دشمن جونگ کوکه) رفتم جلو‌تر که شنیدم به ا.ت میگه جوجه این بیشتر عصبیم کرد و رفتم یقه شوگا رو گرفتمو تو صورتش غریدم که فقط من میتونم بهش ا.ت بگم جوجه که اونم خیلی ریلکس جوابمو داد و گفت نخوردمش که منم رفتم کنار گوشش و گفتم که دیگه به ا.ت نزدیک نشه وگرنه بد میبینه و اونم بهم گفت هیچ کاری نمیتونم بکنم خیلی عصبانی بودم ولی دیگه بحثو ادامه ندادم و دست ا.ت رو گرفتم بردمش داخل و بهش گفتم که دیگه باهاش حرف نزنه و اونم گفت به توچه‌ میخوام باهاش حرف بزنم دیگه به آخرای سالن رسیده بودیم که ا.ت رو هل دادم طرف دیوار و هی میرفتم جلو و اونم میرفت عقب و این منو خوشحال میکرد که خورد به دیوار با یکی از دستام دوتا دستاشو گرفت و بردم بالا سرش نگه داشتم با اون یکی دستم گردنشو گرفت و لبامو کوبوند رو لباش و وحشیانه مک میزدم داشتم لذت میبردم که محکم لبمو گاز گرفت که ازش جدا شدم و گفتم
_:گاز میگیری آره
+:آره
با زانوش زد به جای حساسم که حس کردم خاله شدم
و خودش سریع رفت تو کلاس منم بعد از اینکه دردم تموم شد بلند شدم و داشتم میرفتم تو کلاس که جیهوپ زنگ زد
(مکالمشون)
€:سلام خوبی
_:علیک پیدا کردی؟
€:یه بار شد عین آدم جوابمو بدی؟
_:خب حالا مرسی خوبم بگو حالا
€:ای خدا شیطونه میگه بهش نگماا
_:نه دیگه بگو
€:خب حالا به بزرگی خودم میبخشمت و بهت میگم😌
_:خب بگو دیگههه
€:خب ببین مثل اینکه پدرت یه برادر داشته به اسم جون هه، جون هه توی هشت سالگی گم میشه و پدر و مادرشم خیلی دنبالش میگردن ولی پیداش نمیکنن و جون هه رو یه خانم و آقایی پیدا میکنن و از اون نگه داری میکنن و از اون به بعد فامیلی جون هه میشه کیم، جون هه بزرگ میشه و بایه خانم به اسم لیانا ازدواج میکنه و دوتا بچه به دنیا میارن به اسم تهیونگ و ا.ت و وقتی ا.ت پنج سالش بوده لیانا فوت میکنه و الان ا.ت درواقع دختر عموته....بله حیحیحی
_:پشماااااام
€:آره دیگه حالا اگه کاری نداری من برم
_:نه کاری ندارم مرسی فعلا
€:بای(قطع کرد)
اصلا من ریختم پشمام موند باید سریع برم این خبرو به بابام بدم. رفتم تو کلاس کههههه

خب خب از این به بعد میخوام شرایط بزارم چی فک کردید فک کردید الکیه😎😁
شرایط پارت بعد ۱۰ تا لایک و ۷ تا کامنته باور کنید شرایط نرسه نمیزارم🔪🔪
دیدگاه ها (۸)

ادیت خودمه

اوخوداااا🥹🎀قربونشون برم منننننن

اگه این کلیپ ۱۰ تا لایک و ۱۰ تا کامنت بخوره هر سوالی که داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط