‌

‌.

‌.
ما آدمهایی نبودیم که یکی رو بدرقه نکرده،
در را روی دیگری باز کنیم...
و تاوان دوست نداشته شدنمان را،
از دوست داشته شدن های دیگران بگیریم
که دوستت دارم را حس نکرده روی زبان بیاوریم
و دست هایمان هر روز،
خطوط کف دست یکی را از بر شود...

ما آدمهایی بودیم که بجز لبهایمان،
تک تک سلول هایمان دوستت دارم را فریاد میزد
و نقاب بی تفاوتیمان آنقدر بزرگ نبود،
که کفاف پوشاندن دلتنگی هایمان،
برای یکی که نبود را بدهد...
تنهاییمان را دو دستی چسبیده بودیم،
و با دوستت دارم های گفته و نداشته،
تنهایی کسی را عمیق تر نکرده بودیم،
ما جایگزین کردن را بلد بودیم،
شاید بیشتر از هر کسی، ولی فقط دلمان نمیخواست،
دلمان با یکی باشد و جسممان کنار دیگری
ما فقط نمیخواستیم چشم کسی جز خودمان،
برای همیشه از عشق بترسد...
.
#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #پست_جدید #خاصترین #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن #تکست_خاص
دیدگاه ها (۴)

پروانه جان

خانه ای در کنار میدان نبرد پارت ۱

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 54 "" فلش بک | دو سال ...

چند پارتی یونگی

چهار بعدازظهر بود و تو دقیقاً جلوی پیست اسکیت روی یخ ایستاده...

پشتِ دیوارِ سردتدو هفته گذشته بود.دو هفته‌ای که توی اون، من ...

میبخشی پارت ۴

تک پارتی (چه عرض کنم چندپارتی)غمگین:وقتی تصادف میکنید و تو.....

P : 25

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت ۲۴تقریباً یک ماه از ورود چویا ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط