Art under the shadow of =زیر سایه ی هنر
Art under the shadow of =زیر سایه ی هنر
Part:15
تهیونگ:ا*ینجا چه خبره"*عصبی
ترسیده برگشتم سمتش
تهیونگ:"تو خونه من چه غلتی میکنی هوانگ "*بلند
..
تهیونگ:"جواب بده مگه لالی"*داد
زود دفترو از کیفم در آوردم و
ا.ت:"من فقط "
تهیونگ:"مگه زبون نداری چرا داری مینویسی اسکل گیر اوردی"*عصبی
ا.ت:"من نمیتونم حرف بزنم"
تهیونگ:"هه ایسگا گرفتی؟تا همین دیروز که عین بلبل حرف میزدی الان لال شدی؟"*بلند
ا.ت:"سر من داد نزن"
تهیونگ:"تو بی خبر اومدی تو خونه من و معلون نیست داری چه غلتی میکنی اونوقت انتظار داری سرت داد نزنم ؟
ا.ت:"من بخاطر خودت دارم این کارو میکنم"
تهیونگ:"به خاطر خودم تو خونم سرک میکشی؟..ادای لالا رو در نیار حرف بزن"*داد
ا.ت:"من واقعا تا یه مدت نمیتونم حرف بزنم"
تهیونگ:"داری بچه اسکل میکنی؟"*عصبی
ا.ت:"راست میگم بخاطر تصادف اینطوری شده"
تهیونگ:......
تهیونگ:"این دلیل نمیشه بی خبر بیای تو خونم و هرغلتی میخوای بکنی اینجا چیکار داری؟"
ا.ت:.......
تهیونگ:"چیشد توانایی نوشتنم از دست دادی بنویس دیگه"*بلند
ا.ت:"فقط برای جمع کردن مدرک اینجام"
تهیونگ:"چه مدرکی با اجازه کی؟"*بلند
ا.ت:"برای ثابت کردن"
تهیونگ:"ثابت کردن چی "*بلند
ا.ت:"..... بی گناهیت"
تهیونگ:.......
تهیونگ:"تو چرا باید اینو ثابت کنی ..اصلا این به تو چه مربوطه؟"
ا.ت:"حالا"
تهیونگ:"اصلا شاید بیگناه نیستم ..شاید واقعا قاتلم"
ا.ت:"تو قاتل نیستی من مطمئنم....اگر مطمئن نبودم نمیومدم اینجا"
تهیونگ:"چطوری مطمئنی "
ا.ت:"تو همچین آدمی نیستی ...نمیتونی باشی"
تهیونگ:"اگه باشم چی؟"
ا.ت:"نیستی اگه بودی من الان اینجا نبودم "
تهیونگ:"چرا"
ا.ت:"حدف بعدی منم پس اگه قاتل تو بودی همون اول که منو تو خونه دیدی از فرصت استفاده میکردی و میکشتیم"
تهیونگ:".....م منظورت چیه تو چرا باید حدف بعدی باشی"
ا.ت:"این الان مهم نیست من اومدم که برای اثبات بی گناهیت مدرک جمع کنم"
تهیونگ:"فکر میکردم باهوشی تو خونم چه مدرکی میخوای پیدا کنی"
ا.ت:"خودمم نمیدونم "
تهیونگ:"چرا اصرار داری که اینو ثابت کنی"
ا.ت:......
تهیونگ:"جوابمو بده چرا اصرار داری اینو ثابت کنی"
ا.ت:"برای اینکه به مامانم نشون بدم عشق من اشتباه نیست"
تهیونگ:"منظورت چیه؟"
ا.ت:"خب من"
تهیونگ:"خب تو؟"
ا.ت:"من......
<<هر رنگ، رازی را پنهان میکند؛ هر سایه، حقیقتی را فریاد میزند>>
ادامه دارد.......
Part:15
تهیونگ:ا*ینجا چه خبره"*عصبی
ترسیده برگشتم سمتش
تهیونگ:"تو خونه من چه غلتی میکنی هوانگ "*بلند
..
تهیونگ:"جواب بده مگه لالی"*داد
زود دفترو از کیفم در آوردم و
ا.ت:"من فقط "
تهیونگ:"مگه زبون نداری چرا داری مینویسی اسکل گیر اوردی"*عصبی
ا.ت:"من نمیتونم حرف بزنم"
تهیونگ:"هه ایسگا گرفتی؟تا همین دیروز که عین بلبل حرف میزدی الان لال شدی؟"*بلند
ا.ت:"سر من داد نزن"
تهیونگ:"تو بی خبر اومدی تو خونه من و معلون نیست داری چه غلتی میکنی اونوقت انتظار داری سرت داد نزنم ؟
ا.ت:"من بخاطر خودت دارم این کارو میکنم"
تهیونگ:"به خاطر خودم تو خونم سرک میکشی؟..ادای لالا رو در نیار حرف بزن"*داد
ا.ت:"من واقعا تا یه مدت نمیتونم حرف بزنم"
تهیونگ:"داری بچه اسکل میکنی؟"*عصبی
ا.ت:"راست میگم بخاطر تصادف اینطوری شده"
تهیونگ:......
تهیونگ:"این دلیل نمیشه بی خبر بیای تو خونم و هرغلتی میخوای بکنی اینجا چیکار داری؟"
ا.ت:.......
تهیونگ:"چیشد توانایی نوشتنم از دست دادی بنویس دیگه"*بلند
ا.ت:"فقط برای جمع کردن مدرک اینجام"
تهیونگ:"چه مدرکی با اجازه کی؟"*بلند
ا.ت:"برای ثابت کردن"
تهیونگ:"ثابت کردن چی "*بلند
ا.ت:"..... بی گناهیت"
تهیونگ:.......
تهیونگ:"تو چرا باید اینو ثابت کنی ..اصلا این به تو چه مربوطه؟"
ا.ت:"حالا"
تهیونگ:"اصلا شاید بیگناه نیستم ..شاید واقعا قاتلم"
ا.ت:"تو قاتل نیستی من مطمئنم....اگر مطمئن نبودم نمیومدم اینجا"
تهیونگ:"چطوری مطمئنی "
ا.ت:"تو همچین آدمی نیستی ...نمیتونی باشی"
تهیونگ:"اگه باشم چی؟"
ا.ت:"نیستی اگه بودی من الان اینجا نبودم "
تهیونگ:"چرا"
ا.ت:"حدف بعدی منم پس اگه قاتل تو بودی همون اول که منو تو خونه دیدی از فرصت استفاده میکردی و میکشتیم"
تهیونگ:".....م منظورت چیه تو چرا باید حدف بعدی باشی"
ا.ت:"این الان مهم نیست من اومدم که برای اثبات بی گناهیت مدرک جمع کنم"
تهیونگ:"فکر میکردم باهوشی تو خونم چه مدرکی میخوای پیدا کنی"
ا.ت:"خودمم نمیدونم "
تهیونگ:"چرا اصرار داری که اینو ثابت کنی"
ا.ت:......
تهیونگ:"جوابمو بده چرا اصرار داری اینو ثابت کنی"
ا.ت:"برای اینکه به مامانم نشون بدم عشق من اشتباه نیست"
تهیونگ:"منظورت چیه؟"
ا.ت:"خب من"
تهیونگ:"خب تو؟"
ا.ت:"من......
<<هر رنگ، رازی را پنهان میکند؛ هر سایه، حقیقتی را فریاد میزند>>
ادامه دارد.......
- ۳.۱k
- ۳۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط