تو هرگز نمی تونی مالک آرامش من باشی.

تو هرگز نمی تونی مالک آرامش من باشی.
سلنا تنها وارث خانواده سرنیتی شد.
مادربزرگش برای نجات خانواده ناامنش، اونو زن منفورترین مرد پادشاهی کرد. تنها چیزی که می تونه سلنا رو که داره میپاشه آروم کنه معشوق اون فردریکه.
دیدگاه ها (۳)

امتحان کردین؟

حق اینو فق رمان خونا میفهمن

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت چهاردهم: ملاقاتِ غ...

انتقام خونینپارت۳۱چشمام روباز کردم که دیدم مرد پیری بقلمه ود...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑹𝒂𝒊𝒏پارت ۴ : ( آخرین اخطار )هیونجین چند ثانیه به ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط