دلم صبح زود با صدای قلقل سماور مادربزرگ با صدای آروم پ

✏️ دلم صبح زود با صدای قلقل سماور مادربزرگ با صدای آروم پدربزرگ که اجازه نمیداد بقیه بیدار بشن رو میخواد
بیدار بودم ولی چشامو میبستم که زورکی بخوابم!
آخه خواب صبح یه چیز دیگه بود
بعد که طاقتم طاق میشد برم دست و صورتم رو با آب سرد توی حیاط بشورم و لرزون لرزون کنار مادربزرگ بشینم یه چای خوشرنگ و خوش عطر واسم بریزه...✏️

🌱پ.ن: با نوشتن این کپشن اشکم درومد...چقد سخته دارم چیزایی رو زنده میکنم که با تک تکشون خاطره دارم....ذره ذره جونم میره....🌱


📝 #هانیه #نوستالژی #شخصی
#ه_مثل_هانیه #نوستالژیک #خانواده
#آلفا #خاص #هنرمند
#کتابخانه_آلفا #شصتی_ها #هنرمندان
#قصر_عشق #هفتادیا #موسیقی
#نوشته #هشتادیا #طبیعت
#دلنوشته #آپارات #تنهایی
#هنر #ویژه
#تو_و_دیگر_هیچ #ویسگون #پست
دیدگاه ها (۱۹)

✏️ رنگارنگ ؟آبنبات چوبی ؟آدامس خرسی؟لواشک؟شکلات کاکائویی ؟چن...

✏️هایده،حمیرا، مهستی، ابی، داریوش، سیاوش قمیشی " دهه شصت"محم...

✏️من اومدم با یه نوستالژی سم😂دهه هفتاد اوج تصاویر نوستالژی ب...

✏️هرکی به این بخنده خدا تبدیلش کنه به....کوفته قلقلیمرد میخو...

🌱قدم به کوچه‌ی دیوانگی بزن چندیکه عقل بر سرِ بازار عشق حیران...

🌱مدرسه که میرفتیم، هر بار که دفتر مشقمون رو جا میذاشتیم معلم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط